|‌ماڵه‌وه| پێناسه‌ | سه‌باره‌ت به‌ راڤه‌ | پێوه‌ندی| ئارشیڤ
سیاسه‌ت | بیروبۆچوون | نێونه‌ته‌وه‌یی | کۆمه‌ڵایه‌تی | زانست | چاند و هونه‌ر|

اعتقاد و خدمتگزاری

Jürgen Gottschlich
جعفر رستمی بوکانی


ترکیه‌- پیروزی اردوغان بر نظامیان ترکیه‌ خبر خوبی است. اما علیرغم این پیروزی نمیتوان آنرا پیروزی دموکراسی بر نظامیگری دانست. سئوال اینجاست، که ‌چه‌کسی یا چه‌ ارگانی میتواند شخص اردوغان را کنترل کند؟ کار یکسره ‌شد. نظامیان ترکیه‌ که‌عامل ترس و دشمن همه‌نیروهای دمکرات ترکیه‌در دهه‌های متمادی بودند، اینک سر جای خود نشانده ‌شد همانجایی که‌ باید باشد، یعنی در پادگانها و زیر کنترل یک حکومت منتخب مردم.

زمانیکه‌ من در سال 1979 برای اولین بار به‌ ترکیه‌ رفتم، احساسم این بود که‌ حالتی مانند وضعیت قبل از وقوع یک انقلاب یا بزبان دیگر آرامش قبل از طوفان در آنجا حاکم بود. تمام کشور در بحران و در آستانه‌ یک برآمد انقلابی بود. جدال شدیدی بین نیروهای چپ و راست در جریان بود.

صدای تیراندازیهای خیابانی یک امر روزمره‌ بود. سندیکاهای کارگری در اعتصاب بسر میبردند و چندین کارخانه‌ و واحد تولیدی به‌ اشغال کارگران درآمده‌ بود. در بسیاری از مناطق به‌اصطلاح آزاد شده‌، بویژه‌ در کرانه‌ های دریای سیاه " کمیته‌های خلقی" رسما قدرت را در دست داشتند. برای همه‌ روشن بود، که‌ یک دگرگونی در حال تکوین است. تقریبا یک سال بعد و در ماه سپتامبر 1980 نظامیان به‌ کودتا دست زده‌ و کشور را به‌زندان بزرگی تبدیل نمودند. نیروهای چپ را بکلی تار و مار کردند، بسیاری از رهبران احزاب و سخنگویان سرشناس آن به ‌خارج فرار کردند و تعدادی از آنها در آلمان مستقر شدند. کردها را تحت فشار گذاشته‌ و مبارزه ‌مسلحانه‌ را به‌ آنها تحمیل نمودند.

از سال 1984 تاکنون ارتش ترکیه‌ یک جنگ خونین داخلی را به‌ مردم کرد تحمیل نموده‌، و در طی 30 سال گذشته‌هر گونه‌ راه‌حل سیاسی پ.ک.ک.، برای پایان دادن به‌ درگیریهای نظامی را نادیده‌ گرفته‌ و با شکست مواجه‌کرده‌است. در این هفته‌ اما سیاست دست بالا را یافت. دیگر نه‌ نظامیان ، که‌مقدرات حکومت جدید را رقم زده‌، بلکه‌ این سیاستمدارانند که بر نظامیان فرمان میرانند و حتی فرماندهان بالای آنها را عزل و نصب میکنند.

انتظار میرفت که‌ موجی از شادی بویژه‌ در طیف دموکراتهای ترک، کشور را در بر گیرد، اما سکوت عجیبی همه‌جا را فرا گرفته‌است. غیر از چند مورد تبریک عوامل خودی در مطبوعات نزدیک به ‌رجب طیب اردوغان که‌ اینک "اژدها کش" هم لقب گرفته‌ است، تقریبا چیز دیگری در روزنامه‌ها به‌چشم نمی خورد . همه‌جا سکوت مرگباری حکمفرماست و مردم یکه‌خورده‌اند. دلیل آن بسیار ساده‌است. نظامیان شکست خورده‌اند، اما فاتحان نه‌ انقلابی، که ‌قلابی هستند.

رئیس دولت فعلی یعنی رجب طیب اردوغان، که ‌شش هفته ‌قبل، برای بار سوم پیروز انتخابات شد و تقریبا 50 درصد آرا را از آن خود کرد، اینک بعد از شکست نظامیان تنها حاکم بلا منازع بسفر است.

این امر دلیل عمده‌ نگرانی بسیاری از نیروهای طیف دموکرات ترکیه‌است، چرا که‌ اینک این سئوال اساسی مطرح می شود که‌: اساسا آقای اردوغان تا چه‌اندازه ‌دموکرات است؟

خالی از فایده‌ نخواهد بود، اگر نگاهی هر چند گذرا به‌زندگینامه‌سیاسی ایشان بیندازیم .

رجب طیب اردوغان در یکی از محلات بغایت فقیرنشین استانبول بدنیا آمده‌ است. خانواده‌ او یک نسل قبل از او از کناره‌های دریای سیاه به‌ استانبول مهاجرت کرده‌اند. اما مانند بسیاری دیگر بین ده‌ و شهر بزرگ (کلان شهر) در آمد و شد بوده‌اند. از لحاظ پایگاه اجتماعی اردوغان به‌ طبقه‌ای تعلق دارد که‌ اکثریت جامعه‌ ترکیه‌ را تشکیل میدهند. همان روستائیانی که ‌در حاشیه‌ شهرهای بزرگ با زحمت زندگانی را از سر میگذرانند. از لحاظ فرهنگی و اعتقادات، همان دهاتی سابق، اما بلاجبار سازندگان متروپلی مانند استانبول هستند. مانند بسیاری از مهاجرین ترک که ‌سالهاست در آلمان ساکن هستند، با پایبندی عمیق به‌ اعتقادات مذهبی و فرهنگی، تلاش در حفظ آداب و رسوم روستایی خود دارند.

شهرنشینانی که‌ در چنبره‌ اعتقادات فکری روستا باقی مانده ‌و به ‌رسوم و آداب آن وابسته‌اند .چنانچه‌آداب و رسوم دهات آناتولی دارای باری از (Toleranz ) باشد، فرد خود را راحت با وضعیت جدید تطبیق میدهد، در غیر اینصورت مانع بزرگی در راه آداپته ‌شدن این گروه اجتماعی با فرهنگ شهر نشینی ایجاد خواهد شد.

رجب طیب اردوغان در چنین محیطی به‌ کار سیاسی روی می آورد و میتوان اذعان کرد که‌ سرتاسر زندگی سیاسی او متاثر از چنین فضایی است. او بعنوان یک فعال سیاسی به ‌"حزب اسلامی" نجم الدین اربکان میپیوندد که‌ در آلمان به ‌"ملی گوروس" شناخته ‌شده‌اند. او یک رهبر سیاسی ملی است.

در سال 1993 به‌سمت شهردار شهر استانبول انتخاب میشود و با تلفیقی از خرد و تجربه‌امور را پیش میبرد. به ‌جای ستیز فرهنگی، هم و غم خود را بر خدمات شهری و محلات متمرکز میکند و با اینکار اولین سنگ بنای سیاستی را پی می افکند که‌ در نتیجه‌ آن تا امروز شهرداری استانبول و شوراهای محلی توسط اسلامیست هار هبری شوند. "خدمات شهری" و "سیاست" و تقویت نقش دولت در اموری که‌ طبیعتا به‌ بخش خصوصی مربوط میشود، شاه بیت اردوغان برای رهبری کردن است. او در تبلیغات انتخاباتی اش خیلی دقیق این خدمات را بر میشمارد.

برای مثال تاکنون چند کیلومتر اتوبان ساخته‌شده ‌و یا او چگونه‌در تلاش است که‌مردم را به ‌ثروت و سامان و رفاه بیشتری برساند.

این خرد گرایی در سیاست از جانب اردوغان، موجب شده‌ است تا‌در جنبش دموکراسی ترکیه روی شخص او با حرارت بحث شود، که ‌آیا او یک ایدولوگ مذهبی است، یا به ‌یک دموکرات مبدل شده‌است؟

‌ در سالهای دهه ‌میلادی، اردوغان یکبار چنین گفته ‌بود: "دموکراسی برای من حکم یک تراموای برقی را دارد. وقتی به‌مقصد برسم، از آن پیاده‌ میشوم." اینک او تقریبا به‌ مقصد رسیده‌است. حال این سئوال سرنوشت ساز مطرح می شود که‌ آیا او پیاده‌میشود؟ یا تلاش خواهد کرد تا تراموای دموکراسی را تا ‌مقصد نهایی رهبری کند.

پاسخ به‌ این سئوال در گرو نوشتن یک قانون اساسی جدید است، که‌ در پاییز آتی در پارلمان ترکیه‌ به‌ بحث و جدل گذاشته‌خواهد شد.

قانون اساسی قدیم که‌ هنوز هم معتبر است، در سال 1980 بعد از کودتا و توسط نظامیان تدوین شده ‌و بعد از دو سال یعنی در 1982 به‌تصویب پارلمان رسید. این قانون دستپخت نظامیان است که ‌آزادیهای فردی، اجتماعی و سیاسی مردم را به‌شدت محدود کرده‌ است.

قانون اساسی جدید که‌ بعدا خواهد آمد، دستپخت اردوغان خواهد بود. او در طی چند ماه گذشته‌ بارها اعلام کرده‌است که‌در قانون جدید، چه‌ آرزوها و آمالی را دنبال می کند، و این فی النفسه‌ نمیتواند باعث خوشنودی دموکراتها باشد.

بر اساس تمایلات اردوغان، ترکیه‌ باید به ‌یک قانون اساسی شبیه امریکا یا فرانسه ‌دست بابد، که‌ در آن اختیارات رئیس جمهور نامحدود باشد.

رئیس جمهوری که‌ نه‌تنها نماینده ‌و معرف کشور است، بلکه‌ حکومت هم بکند. در صورت امکان بدون مزاحمت و مخالفت های اپوزیسیون و مطبوعات و رسانه‌های مستقل (میدیا). در بهترین حالت میتوان وضعیت پایدار فعلی را اینگونه‌ توصیف نمود:

اپوزیسیون را در حال حاضر سر جای خود نشانده‌اند و آنها میدانند که‌ نباید پا را از گلیم خویش درازتر کنند. رسانه‌ها و مطبوعات از اردوغان حساب میبرند و از ترس او ، هر گونه‌انتقادی را درلابلای کاغذ زرورق می پیچند.
این سیمای وضعیت فعلی است.

چنانچه‌ آرزوهای اردوغان برای تصویب قانون اساسی جدید، مطابق الگوی امریکا یا فرانسه‌، جامه‌ عمل بپوشد، میتوان به‌جرات گفت که ‌دیکتاتوری برای زمانی طولانی در ترکیه‌استقرار خواهد یافت.

اردوغان اکنون 57 ساله‌ است و چنانچه ‌بر اساس قانون جدید، هر 5 سال یکبار انتخابات به‌اجرا در آید و ایشان بتوانند برای دو بار پیاپی بر اریکه‌ قدرت تکیه‌ زنند، بعد از اتمام دوره‌ عبدالله‌ گل، که‌ تا سال 2014 در قدرت خواهد بود، میتواند تا سال 2024 رئیس حکومت باشد.

ترکیه ‌از هم اکنون باید خود را برای "یک مرد و یک صحنه‌" آماده‌کند.
مردی که‌ محافظه‌کار و عمیقا مذهبی است.

درمورد نویسنده‌این مقاله‌:
Jürgen Gottschlich
گزارشگر و خبرنگار ویژه ‌(Taz) در ترکیه‌است و در استانبول زندگی میکند. در سال 2008 کتابی بنام "ترکیه‌، کشوری خارج از کلیشه‌" انتشار داد. در سال 2010 کتاب دیگری تحت عنوان "شکارچیان انجیل" یک جستجوی هیجان انگیز برای دستیابی به‌ رموز متن جدید انجیلی (Neue Testament) که ‌هر دو کتاب در بنگاه انتشاراتی چپ سویس به‌چاپ رسیده‌اند.


بۆ لاپه‌ڕه‌ی سه‌ره‌کی



rave-online.org © 2009 All rights reserved
info@rave-online.org