کودتاگران در کمین "انفجارمسلحانه"ی کردستانند!
این توطئه را باید افشا و خنثی کرد
طاهر برهون
این توطئه را باید افشا و خنثی کرد
طاهر برهون
سحرگاه یکشنبه 19 اردیبهشت 89،دژخیمان خلافت اسلامی ایران در پی چیدن "میوه"های درختان "دار" پیکرهای پنج فرزند آزاده و اسیر این سرزمین نفرین زده را، پایین کشیدند و وه که چه کوتاه بود زمان "رسیدن" این میوهها. گاهی تنها سه دقیقه کافی است تا به سلسلهی نه شهیدان بل " شاهدان" تاریخ پیوست.
آنها پنج تن بودند،اگرچه در خود تکثیر شدند، چهار مرد و یک زن ، چهار کرد و یک فارس ، چهار سنی و یک شیعه ، اما در پایان کار همچنان پنج تن ماندند ،بی هیچ جدایی و تبعیضی: نه جنسیتی، نه ملیتی، نه آیینی. ساده و بی ریا، تنها پنج "تن". و بدین سان پس از سماعی دردناک و گذر سریع خاطرات و آرزوها از آخرین سلولهای تن و جان، چونان شمعی در باد فرو خفتند و آنگاه در پروازی بلند خود را به عقاب خانلری رساندند:
شهپر شاه هوا، اوج گرفت
زاغ را دیده بر او مانده شگفت
سوی بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلك ، همسر شد
لحظه یی چند بر این لوح كبود
نقطه یی بود و سپس هیچ نبود
اما در سیل "بیانیه"ها و " گفتار"هایی که همگی بر حق و در محکومیت این جنایت، از جانب گروهها و کسان مختلف، صادر و بیان شدهاند، تنها به یک جنبه از اهداف رژیم، تکیه و اصرار شده است، و آن "ترساندن" مردم در آستانهی سالگرد کودتای 22 خرداد است و بس.
به باور من اما، انتخاب این ترکیب با وزن مخصوص بالای "کردی" ، به هیچ عنوان اتفاقی و از سر تفنن نبوده است. کودتاچیان با آگاهی از پتانسیل بالای نفرت و انزجار مردم کردستان که حاصل سه دهه جنایت و خون و آتش و ویرانیست، از طرفی و از طرف دیگر با اطلاع از این واقعیت که تقریبا تمامی احزاب سیاسی کردستان مسلحند و دارای خیمه و بارگاه در کردستان فدرال، به دنبال فتنهگری و آشوبی هستند که به باورشان، بازی برد- برد است. یا امیدوارند که باشد.
امید رژیم کشاندن نیروهای ملی به صحنهی نبردیست که او میخواهد تعیین کند، یعنی برآمد مسلحانهی نا بهنگام و بدین ترتیب با سردادن فریب تاریخی "خطر تجزیه"، در واقع نه تنها جنبش سراسری مردم ایران را که اینبار قلب نظام را نشانه گرفتهاست، " آچمز" کند، بلکه با کشاندن پای کردستان عراق بعنوان مأمن و پایگاه نیروهای ملی، فتنه را به آنسوی مرزها صادر و بدین ترتیب با ایجاد بحرانی خود ساخته، پتانسیل خشم عمومی را منحرف کند. رژیم ترکیه استاد این بازیست!
در چنین صورتی که مبادا باد، دولت کردستان فدرال به دلایل کاملا قابل فهم و بر پایهی تجارب تاریخی، اولین سدی خواهد بود که در مقابل نیروهای ملی "کردستان ایران" خواهد ایستاد و این چیزی نیست مگر جنگ داخلی در کردستان و این آن سر دیگر "برد" است.
خوشبختانه نیروهای اساسی کردستان که حرف و عملشان مابهازای اجتماعی دارد، دست رژیم را خواندهاند و به همین دلیل سالهاست که آگاهانه و خودخواسته، کارهای مسلحانه را اگرچه نه تعطیل، بسیار تقلیل دادهاند. چیزی که اصلا رژیم را خوش نمیآید!
خطر اما از جانب نیروهای جوان و جویای نامی چون "پژاک" و "لشکر پیشمرگان کردستان"، مرتفع نیست. اینان میتوانند طعمهی قلابی باشند برای صید ماهیان درشتر یعنی با تن دادن این نیروها به بازی رژیم و صد البته با شعارهای سرخ، سایر نیروهای کردستان را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و این همان چیزیست که فاجعه خوانندش.
و اما آخرین تیر ترکش رژیم برای کشاندن کردستان به آشوب، جریانیست از بقایای "انصارالاسلام" وابستهی کردستانی "القائده" که زمانی با اطلاع خود رژیم به کردستان فدرال گسیل شده بودند و پس از قلع و قمعشان از طرف نیروهای پیشمرگ دولت کردستان، مجددا به مناطق مرزی "اینطرف" گریختند و تحت حمایت رژیم به بازسازی خود پرداختند. که تا کنون به سفارش رژیم چندین ترور و از آنجمله ترور امام جمعهی سنندج در سال گذشته را در کارنامهی خود دارند.
دور نیست که فردا همین نیرو به "خونخواهی" برخیزد و با به راه انداختن چند "ترور" از حکومتیان و انداختنشان به پای نیروهای اصیل کردستانی، بخش دیگری از سناریوی رژیم را میدان عمل بدهند. در این صورت بسیار مهم است که احزاب و نیروهای راستین میدان مبارزهی ملی و نجیبانهی کردستان، بسیار روشن و از پیش، خط فاصل و مرزهای خود را با هر گونه "عملی" ازین دست، برجسته کنند. میدانم در این شرایط حساس و گذرگاه سخت، مهار میل انتقام، کاریست کارستان، اما ما همه با چشمانی تر، با "قلبهایی گرم" و مالامال از عشق رفتگان راه آزادی، محکومیم با "مغزهای سرد" بیندیشیم.
آلمان 15/05/2010
آنها پنج تن بودند،اگرچه در خود تکثیر شدند، چهار مرد و یک زن ، چهار کرد و یک فارس ، چهار سنی و یک شیعه ، اما در پایان کار همچنان پنج تن ماندند ،بی هیچ جدایی و تبعیضی: نه جنسیتی، نه ملیتی، نه آیینی. ساده و بی ریا، تنها پنج "تن". و بدین سان پس از سماعی دردناک و گذر سریع خاطرات و آرزوها از آخرین سلولهای تن و جان، چونان شمعی در باد فرو خفتند و آنگاه در پروازی بلند خود را به عقاب خانلری رساندند:
شهپر شاه هوا، اوج گرفت
زاغ را دیده بر او مانده شگفت
سوی بالا شد و بالاتر شد
راست با مهر فلك ، همسر شد
لحظه یی چند بر این لوح كبود
نقطه یی بود و سپس هیچ نبود
اما در سیل "بیانیه"ها و " گفتار"هایی که همگی بر حق و در محکومیت این جنایت، از جانب گروهها و کسان مختلف، صادر و بیان شدهاند، تنها به یک جنبه از اهداف رژیم، تکیه و اصرار شده است، و آن "ترساندن" مردم در آستانهی سالگرد کودتای 22 خرداد است و بس.
به باور من اما، انتخاب این ترکیب با وزن مخصوص بالای "کردی" ، به هیچ عنوان اتفاقی و از سر تفنن نبوده است. کودتاچیان با آگاهی از پتانسیل بالای نفرت و انزجار مردم کردستان که حاصل سه دهه جنایت و خون و آتش و ویرانیست، از طرفی و از طرف دیگر با اطلاع از این واقعیت که تقریبا تمامی احزاب سیاسی کردستان مسلحند و دارای خیمه و بارگاه در کردستان فدرال، به دنبال فتنهگری و آشوبی هستند که به باورشان، بازی برد- برد است. یا امیدوارند که باشد.
امید رژیم کشاندن نیروهای ملی به صحنهی نبردیست که او میخواهد تعیین کند، یعنی برآمد مسلحانهی نا بهنگام و بدین ترتیب با سردادن فریب تاریخی "خطر تجزیه"، در واقع نه تنها جنبش سراسری مردم ایران را که اینبار قلب نظام را نشانه گرفتهاست، " آچمز" کند، بلکه با کشاندن پای کردستان عراق بعنوان مأمن و پایگاه نیروهای ملی، فتنه را به آنسوی مرزها صادر و بدین ترتیب با ایجاد بحرانی خود ساخته، پتانسیل خشم عمومی را منحرف کند. رژیم ترکیه استاد این بازیست!
در چنین صورتی که مبادا باد، دولت کردستان فدرال به دلایل کاملا قابل فهم و بر پایهی تجارب تاریخی، اولین سدی خواهد بود که در مقابل نیروهای ملی "کردستان ایران" خواهد ایستاد و این چیزی نیست مگر جنگ داخلی در کردستان و این آن سر دیگر "برد" است.
خوشبختانه نیروهای اساسی کردستان که حرف و عملشان مابهازای اجتماعی دارد، دست رژیم را خواندهاند و به همین دلیل سالهاست که آگاهانه و خودخواسته، کارهای مسلحانه را اگرچه نه تعطیل، بسیار تقلیل دادهاند. چیزی که اصلا رژیم را خوش نمیآید!
خطر اما از جانب نیروهای جوان و جویای نامی چون "پژاک" و "لشکر پیشمرگان کردستان"، مرتفع نیست. اینان میتوانند طعمهی قلابی باشند برای صید ماهیان درشتر یعنی با تن دادن این نیروها به بازی رژیم و صد البته با شعارهای سرخ، سایر نیروهای کردستان را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند و این همان چیزیست که فاجعه خوانندش.
و اما آخرین تیر ترکش رژیم برای کشاندن کردستان به آشوب، جریانیست از بقایای "انصارالاسلام" وابستهی کردستانی "القائده" که زمانی با اطلاع خود رژیم به کردستان فدرال گسیل شده بودند و پس از قلع و قمعشان از طرف نیروهای پیشمرگ دولت کردستان، مجددا به مناطق مرزی "اینطرف" گریختند و تحت حمایت رژیم به بازسازی خود پرداختند. که تا کنون به سفارش رژیم چندین ترور و از آنجمله ترور امام جمعهی سنندج در سال گذشته را در کارنامهی خود دارند.
دور نیست که فردا همین نیرو به "خونخواهی" برخیزد و با به راه انداختن چند "ترور" از حکومتیان و انداختنشان به پای نیروهای اصیل کردستانی، بخش دیگری از سناریوی رژیم را میدان عمل بدهند. در این صورت بسیار مهم است که احزاب و نیروهای راستین میدان مبارزهی ملی و نجیبانهی کردستان، بسیار روشن و از پیش، خط فاصل و مرزهای خود را با هر گونه "عملی" ازین دست، برجسته کنند. میدانم در این شرایط حساس و گذرگاه سخت، مهار میل انتقام، کاریست کارستان، اما ما همه با چشمانی تر، با "قلبهایی گرم" و مالامال از عشق رفتگان راه آزادی، محکومیم با "مغزهای سرد" بیندیشیم.
آلمان 15/05/2010
