تکرار يک پيام
ناصر ايرانپور
ناصر ايرانپور
در تب و تاب رقابتهای "انتخاباتی" رياست "جمهوری" ايران، آقای کروبی طرحی را برای رفع برخی از تبعيضات بيشمار بر مردم غيرفارس ايران ارائه نموده است که واکنش شديد و منفی برخی از مقلدان و شيفتگان مکتب شووينيسم و فاشيسم "ايرانی" را برانگيخته است که از جمله در نوشتهای تحت عنوان "بيانيه اعتراضی شماری از فعّالان اجتماعی و فرهنگی کشور به تلاشِ ستاد انتخاباتی کرّوبی در ايجاد اختلاف ميان اقوام ايرانی" انعکاس يافته است. اين بيانيه وحشت "پانايرانيستها" که معادلی برای شووينيستها و فاشيستهای وطنی است را برای ما عيان میسازد. اين نگرانی از پيشروی مليتهای ايران در احقاق حقوقشان حکايت دارد.
بديهی است که اين تفکر ارتباط بلاواسطهای با مردم فارس ايران ندارد. قدری دقت کنيم متوجه میشويم که ترکزبانان و کردزبانان معلومالحالی هم در فهرست امضاءکنندگان آن يافت میشوند که در رکاب و به کام فاشيسم و شووينيسم حاکم قلم میزنند. به آقايان کاوه بيات و احسان هوشمند هم در همين راستا تبريک میگويم که باری ديگر دلبستگی مفرط خود را به ايدئولوژی شووينيسم به اثبات رساندند و حتی قائل به حقوقی ابتدايی در سطحی که کروبی مطرح نموده است، نيز برای مردم کرد و ترک و بلوچ و ترکمن و عرب ايران نيستند. شهامت شما در ضديت با خواستهای مردم را میستايم.
خود اين بيانيه ضرورت دفاع از مطالبات کم بعد آقای کروبی را باری ديگر به اثبات میرساند. لذا اشتباه محض است که تصور کنيم که مابين کانديداها فرقی نيست.
من بارها و بارها گفتهام جانبدار ماندن کرد و غيرکرد در ايران، يک ايران دمکراتيک، سکولار و فدرال هستم. اما به همان صراحت نيز گفتهام و باز میگويم که چنانچه ـ حال به هر دليلی ـ تفکر ناظر بر اين بيانيه در فردای جمهوری اسلامی تفوق يابد، بايد در راه جدايی از مجموعهی ايران گام برداشت. برای هر دو گزينه بايد از همين اکنون کار کرد، چه به لحاظ داخلی و چه در سطح بينالمللی.
همهی آن عزيزان ايرانی فارسزبانی نيز که خود را چپ و دمکرات و فدراليست و سوسياليست میدانند و از اتحاد داوطلبانهی مليتهای ايران در چهارچوب ايران متحد دفاع میکنند، را فرا میخوانم که مبارزهی خود را متوجه تفکر فاشيستی غالب که در اين بيانيه نيز بازتاب يافته، بنمايند و خلقهای ستمديدهای ايران را مورد خطاب قرار ندهند.
آلمان فدرال
11 ژوئن 2009
بديهی است که اين تفکر ارتباط بلاواسطهای با مردم فارس ايران ندارد. قدری دقت کنيم متوجه میشويم که ترکزبانان و کردزبانان معلومالحالی هم در فهرست امضاءکنندگان آن يافت میشوند که در رکاب و به کام فاشيسم و شووينيسم حاکم قلم میزنند. به آقايان کاوه بيات و احسان هوشمند هم در همين راستا تبريک میگويم که باری ديگر دلبستگی مفرط خود را به ايدئولوژی شووينيسم به اثبات رساندند و حتی قائل به حقوقی ابتدايی در سطحی که کروبی مطرح نموده است، نيز برای مردم کرد و ترک و بلوچ و ترکمن و عرب ايران نيستند. شهامت شما در ضديت با خواستهای مردم را میستايم.
خود اين بيانيه ضرورت دفاع از مطالبات کم بعد آقای کروبی را باری ديگر به اثبات میرساند. لذا اشتباه محض است که تصور کنيم که مابين کانديداها فرقی نيست.
من بارها و بارها گفتهام جانبدار ماندن کرد و غيرکرد در ايران، يک ايران دمکراتيک، سکولار و فدرال هستم. اما به همان صراحت نيز گفتهام و باز میگويم که چنانچه ـ حال به هر دليلی ـ تفکر ناظر بر اين بيانيه در فردای جمهوری اسلامی تفوق يابد، بايد در راه جدايی از مجموعهی ايران گام برداشت. برای هر دو گزينه بايد از همين اکنون کار کرد، چه به لحاظ داخلی و چه در سطح بينالمللی.
همهی آن عزيزان ايرانی فارسزبانی نيز که خود را چپ و دمکرات و فدراليست و سوسياليست میدانند و از اتحاد داوطلبانهی مليتهای ايران در چهارچوب ايران متحد دفاع میکنند، را فرا میخوانم که مبارزهی خود را متوجه تفکر فاشيستی غالب که در اين بيانيه نيز بازتاب يافته، بنمايند و خلقهای ستمديدهای ايران را مورد خطاب قرار ندهند.
آلمان فدرال
11 ژوئن 2009
