زمانی که نقابها از چهره میافتند
جعفر رستمی بوکانی
جعفر رستمی بوکانی
اینک نزدیک به یکماه از قیام مردمی مردم سوریه علیه حکومت استبدادی بشار اسد میگذرد . انگیزه دستیابی به دموکراسی و نجات از خفقان و استبداد پدر و پسر در چند دهه گذشته مردم را به مصاف تانکها و زرهپوش های حکومت " انقلابی - دموکراتیک بعث سوریه" !!! کشاندهاست . حکومتی که به غلط در صف مقدم نیروهای دموکرات و پیشرو منطقه و در صف مقدم مبارزه علیه اسرائیل غاصب جا خوش کرده بود.
همین حکومت انقلابی و دموکراتیک !! اینک به جای باز پس گرفتن اراضی اشغالی اش از اسرائیل، تانکها و زره پوش هایش را به جان مردم خودش انداخته است.
صحنههای دلخراش له و لوردهکردن زنان، مردان و کودکان سوری توسط تانکهای رژیم هر وجدان آگاهی را می آزارد. در این میان اما نقش و موضع دولتهای اروپایی و بویژه امریکا که بهزعم عدهای پرچمدار دموکراسی و آزادیخواهی !! در سراسر جهان میباشند، بیش از پیش آشکارتر میشود . ظاهرا جنگهای عراق و افغانستان و حضور نظامیشان در آن کشورها و همچنین در شمال آفریقا هم بخاطر بسط و توسعه دموکراسی! بوده باشد.
امریکا و اروپایی ها که بر اثر قیام های مردمی تونس و مصر کاملا دستپاچه و شوکه شده بودند، هرگز به مخیله شان هم خطور نمیکرد که نوکرانشان و بزبان گویاتر سگان زنجیریشان در کمتر از یک ماه از اریکه قدرت به زیر کشیدهشوند . همانها که وظیفهپاسداری و حراست از حدود و ثغور اسرائیل را به عهده داشتند. جالب است گفته شود که همین حدود و ثغور هم قسمت اعظم اراضی اعراب را در بر میگیرد که در جنگهای شش روزه و جنگهای بعدی ضمیمه خاک اسرائیل شده است.
آنها هنوز از شوک حاصله از رویدادهای تونس و مصر در نیامده بودند که دامنه اعتراضات به سوریه هم کشیده شد. رژیمی که اتفاقا با ژست ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستیش بزرگترین خدمات را به رژیم اسرائیل ارائه داده است.
این بار اما با درس گیری از تجربه تلخ تونس و مصر میخواهند در باره بشار اسد و رژیم او طوری عمل کنند، که مهار قضیه از دستشان در نرود و بقولی خود "مدیریت بحران" را به عهدهگرفته و از سقوط سریع این تنها حامی باقیمانده اسرائیل در منطقه جلو گیرند.
البته در این میان از رجب طیب اردوغان هم یاری میطلبند چرا که نقش اردوغان با دکترین امریکا و اروپایی ها در منطقه همخوانی تام و تمام دارد . ترکیه خواهان ورود به اتحادیه اروپاست و این همکاری و مساعدت برای ترکیه میتواند زمینه این ورود را فراهم کند. در ضمن این همکاری اردوغان با آمریکا و اروپاییها در آستانه و حین انتخابات پارلمانی ترکیه با نوعی چاشنی تبلیغ انتخاباتی برای حزب آ.ک.پ همراه بود . تا زمان نگارش این سطور حدود 10 هزار نفر زن و مرد و کودک سوری از مرز گذشته و بهاردوگاهی در مرز ترکیه و سوریه رسیدهاند.
بر اساس شواهد موثق دولت اردوغان حاضر نیست این پناهجویان را به خاک خود راه دهد واز شناسایی حقوق این پناهجویان بعنوان پناهندهمطابق با کنوانسیون ژنو تاکنون سر باز زده است.
این نحوه برخورد دولت اردوغان با مردمی که از وحشیگری سپاهیان و ماموران استخبارات سوریه به ترکیه پناه آوردهاند بسیار سئوال برانگیز است.
آنها حتی از ورود خبرنگاران خبرگزاریهای داخلی و بیگانه به میان کمپ پناهندگان بشدت جلوگیری میکنند و از گرفتن هرگونه کمک مادی و معنوی دول اروپایی سر باز میزنند.
از قرار معلوم میخواهند که بشریت آگاه را از مقیاس سبعیت و وحشیگری رژیم بشار اسد در تاریکی کامل نگهداشته، با خریدن زمان برای اسد با نوعی پا در میانی امریکا و دول اروپایی از طریق پادوی منطقهای شان یعنی اردوغان برای این معضل بزرگ راه حلی بیابند.
غافل از آنکه این مردم به جان آمده دیگر بههیچ وجه حاضر به قبول رژیم اسد نبوده و نیستند و به کمتر از سرنگونی این رژیم خونریز رضایت نخواهند داد.
امریکا در تونس و بویژه مصر بازی را باخت. البته آنها امیدوار بودند، اینک که دولت نظامی و یاران غار آقای حسنی مبارک بعنوان یک دولت انتقالی سر کار هستند، میتوان آتش اعتراضات مردمی را مهار زد و تا حدودی جلو ضرر بیشتر را گرفت. اما آنها از عزم جوانان و مردم فاقد هرگونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای یک تغییر بنیادی بی اطلاع بودند. آنها از اینکه بعد از برکناری مبارک مردم میدان تحریر را ترک نموده، بسر کار و خانههایشان بر خواهند گشت دچار اشتباه شدند و برای اعتراضات روزهای بعد از برکناری مبارک هیچ حسابی باز نکردهبودند. تغییر در مصر گرچه بنیادی نبود و بیشتر فساد اقتصادی در دستگاه دولتی، رانت خواری و استبداد حاکم را نشانه رفته بود، اما اعتراضات و اتفاقات بعدی نشان از تعمیق هر چه بیشتر آن دارد.
تحولات در مصر بمثابه یکی از بزرگترین کشورهای عرب شمال آفریقا و پرچمدار ناسیونالیسم عرب که بیشترین مرز مشترک را با اسرائیل دارد، خواه نا خواه بر کشورهای مجاور در منطقه تاثیرات معینی میگذارد.
آشتی دو گروه رقیب فلسطینی، حماس و فتح و تدارک ایجاد یک دولت واحد فلسطینی و تحولات در سوریه از آن جملهاند و این تحولات مسلما بهمذاق اسرائیلیها و بهتبع آن امریکایی های طرفدار اسرائیل در هیئت حاکمه امریکا خوش نمی آید. سوری ها و بویژه اسد که رگ خواب امریکایی ها را خوب می شناسند، نیز با مدد گرفتن از مشاوره ایرانیهای دوست و برادر که در بهخاک و خون کشیدن و سرکوب تظاهرات و اعتراضات مردمی ید طولایی دارند، با پخش ساندیس و ساندویچ های اهدایی رژیم برادر ایران عدهای اوباش و لات و لوت های وابسته به حزب بعث حاکم را سازماندهی کرده، بطرف ارتفاعات جولان روانهکرده،با پرتاب چند سنگ بطرف مرز اسرائیل، هم وظیفه ضد صهیونیستی! خود را ادا نموده و هم امریکایی ها را متوجه حساسیت و اهمیت رژیم سوریه برای حفظ اسرائیل بنمایند.
آخر کسی نیست از این آقایان بپرسد، که چرا در این چهل سال اخیر، هم در دوران پدر راحلت و هم در دوران زمامداری خودت حتی یک گلوله هم بهخاک اسرائیل شلیک نشدهاست؟ تازه لقب "در صف مقدم مبارزه با صهیونیست ها" را هم بهغلط یدک می کشید.
امریکایی ها پیام بشار اسد را بدرستی گرفتند و رجب طیب اردوغان را مامور حل بحران نمودند. از آنزمان ببعد امریکایی ها و به تبع آنها اروپایی ها کور و کر شدند. نه میبینند و نه میشنوند و با توسل به این ترفند که چون هیچ خبرگزاری مستقلی در سوریه وجود ندارد، صحت و سقم اخبار درگیریها در سوریه و زیر تانک گرفتن مردم توسط نیروهای زرهی بشار اسد را زیر سئوال میبردند.
اینجاست که هم نقاب ضد صهیونیستی بودن و در خط مقدم جبهه بودن رژیم اسد و هم نقاب پرچمدار دموکراسی بودن امریکایی ها و همهدول اروپایی از چهرهبر میفتد. تازهبهقدرت رسیدگان کرملین و چین هم که جای خود دارند، که در حراج و تاراج اررزش های معنوی و فرهنگی، و نیز زیرساخت های اقتصادی کشور از یکدیگر گوی سبقت میربایند و در پشتیبانی کردن از مرتجع ترین و خودکامهترین رژیمها با امریکا مسابقه گذاشتهاند. کوتاه سخن، اینکه عصر ، عصر بیداری ملت هاست و دوران رژیمهای ایدئولوژیک و استبدادی از نوع سوریه و ایران و.....بهسر آمده و منطقهخاورمیانه آبستن حوادث بزرگی است.
یک چیز حقیقت مسلم است و آن اینکه چرخ تاریخ را بهعقب نمیتوان برگرداند و مردم کشورهای استبداد زده بدون چشمداشت کمک از قدرتهای بزرگ و تنها در سایه اتحاد عمل همه نیروهای خواهان تغییر، حول یک برنامه مشخص خواهند توانست به ضرورت تاریخ پاسخ مناسب و در خور بدهند.
بی اختیار یاد کلام حکیمانه آن فرزانه افتادم، که:
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من
19.06.2011
همین حکومت انقلابی و دموکراتیک !! اینک به جای باز پس گرفتن اراضی اشغالی اش از اسرائیل، تانکها و زره پوش هایش را به جان مردم خودش انداخته است.
صحنههای دلخراش له و لوردهکردن زنان، مردان و کودکان سوری توسط تانکهای رژیم هر وجدان آگاهی را می آزارد. در این میان اما نقش و موضع دولتهای اروپایی و بویژه امریکا که بهزعم عدهای پرچمدار دموکراسی و آزادیخواهی !! در سراسر جهان میباشند، بیش از پیش آشکارتر میشود . ظاهرا جنگهای عراق و افغانستان و حضور نظامیشان در آن کشورها و همچنین در شمال آفریقا هم بخاطر بسط و توسعه دموکراسی! بوده باشد.
امریکا و اروپایی ها که بر اثر قیام های مردمی تونس و مصر کاملا دستپاچه و شوکه شده بودند، هرگز به مخیله شان هم خطور نمیکرد که نوکرانشان و بزبان گویاتر سگان زنجیریشان در کمتر از یک ماه از اریکه قدرت به زیر کشیدهشوند . همانها که وظیفهپاسداری و حراست از حدود و ثغور اسرائیل را به عهده داشتند. جالب است گفته شود که همین حدود و ثغور هم قسمت اعظم اراضی اعراب را در بر میگیرد که در جنگهای شش روزه و جنگهای بعدی ضمیمه خاک اسرائیل شده است.
آنها هنوز از شوک حاصله از رویدادهای تونس و مصر در نیامده بودند که دامنه اعتراضات به سوریه هم کشیده شد. رژیمی که اتفاقا با ژست ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستیش بزرگترین خدمات را به رژیم اسرائیل ارائه داده است.
این بار اما با درس گیری از تجربه تلخ تونس و مصر میخواهند در باره بشار اسد و رژیم او طوری عمل کنند، که مهار قضیه از دستشان در نرود و بقولی خود "مدیریت بحران" را به عهدهگرفته و از سقوط سریع این تنها حامی باقیمانده اسرائیل در منطقه جلو گیرند.
البته در این میان از رجب طیب اردوغان هم یاری میطلبند چرا که نقش اردوغان با دکترین امریکا و اروپایی ها در منطقه همخوانی تام و تمام دارد . ترکیه خواهان ورود به اتحادیه اروپاست و این همکاری و مساعدت برای ترکیه میتواند زمینه این ورود را فراهم کند. در ضمن این همکاری اردوغان با آمریکا و اروپاییها در آستانه و حین انتخابات پارلمانی ترکیه با نوعی چاشنی تبلیغ انتخاباتی برای حزب آ.ک.پ همراه بود . تا زمان نگارش این سطور حدود 10 هزار نفر زن و مرد و کودک سوری از مرز گذشته و بهاردوگاهی در مرز ترکیه و سوریه رسیدهاند.
بر اساس شواهد موثق دولت اردوغان حاضر نیست این پناهجویان را به خاک خود راه دهد واز شناسایی حقوق این پناهجویان بعنوان پناهندهمطابق با کنوانسیون ژنو تاکنون سر باز زده است.
این نحوه برخورد دولت اردوغان با مردمی که از وحشیگری سپاهیان و ماموران استخبارات سوریه به ترکیه پناه آوردهاند بسیار سئوال برانگیز است.
آنها حتی از ورود خبرنگاران خبرگزاریهای داخلی و بیگانه به میان کمپ پناهندگان بشدت جلوگیری میکنند و از گرفتن هرگونه کمک مادی و معنوی دول اروپایی سر باز میزنند.
از قرار معلوم میخواهند که بشریت آگاه را از مقیاس سبعیت و وحشیگری رژیم بشار اسد در تاریکی کامل نگهداشته، با خریدن زمان برای اسد با نوعی پا در میانی امریکا و دول اروپایی از طریق پادوی منطقهای شان یعنی اردوغان برای این معضل بزرگ راه حلی بیابند.
غافل از آنکه این مردم به جان آمده دیگر بههیچ وجه حاضر به قبول رژیم اسد نبوده و نیستند و به کمتر از سرنگونی این رژیم خونریز رضایت نخواهند داد.
امریکا در تونس و بویژه مصر بازی را باخت. البته آنها امیدوار بودند، اینک که دولت نظامی و یاران غار آقای حسنی مبارک بعنوان یک دولت انتقالی سر کار هستند، میتوان آتش اعتراضات مردمی را مهار زد و تا حدودی جلو ضرر بیشتر را گرفت. اما آنها از عزم جوانان و مردم فاقد هرگونه حقوق اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای یک تغییر بنیادی بی اطلاع بودند. آنها از اینکه بعد از برکناری مبارک مردم میدان تحریر را ترک نموده، بسر کار و خانههایشان بر خواهند گشت دچار اشتباه شدند و برای اعتراضات روزهای بعد از برکناری مبارک هیچ حسابی باز نکردهبودند. تغییر در مصر گرچه بنیادی نبود و بیشتر فساد اقتصادی در دستگاه دولتی، رانت خواری و استبداد حاکم را نشانه رفته بود، اما اعتراضات و اتفاقات بعدی نشان از تعمیق هر چه بیشتر آن دارد.
تحولات در مصر بمثابه یکی از بزرگترین کشورهای عرب شمال آفریقا و پرچمدار ناسیونالیسم عرب که بیشترین مرز مشترک را با اسرائیل دارد، خواه نا خواه بر کشورهای مجاور در منطقه تاثیرات معینی میگذارد.
آشتی دو گروه رقیب فلسطینی، حماس و فتح و تدارک ایجاد یک دولت واحد فلسطینی و تحولات در سوریه از آن جملهاند و این تحولات مسلما بهمذاق اسرائیلیها و بهتبع آن امریکایی های طرفدار اسرائیل در هیئت حاکمه امریکا خوش نمی آید. سوری ها و بویژه اسد که رگ خواب امریکایی ها را خوب می شناسند، نیز با مدد گرفتن از مشاوره ایرانیهای دوست و برادر که در بهخاک و خون کشیدن و سرکوب تظاهرات و اعتراضات مردمی ید طولایی دارند، با پخش ساندیس و ساندویچ های اهدایی رژیم برادر ایران عدهای اوباش و لات و لوت های وابسته به حزب بعث حاکم را سازماندهی کرده، بطرف ارتفاعات جولان روانهکرده،با پرتاب چند سنگ بطرف مرز اسرائیل، هم وظیفه ضد صهیونیستی! خود را ادا نموده و هم امریکایی ها را متوجه حساسیت و اهمیت رژیم سوریه برای حفظ اسرائیل بنمایند.
آخر کسی نیست از این آقایان بپرسد، که چرا در این چهل سال اخیر، هم در دوران پدر راحلت و هم در دوران زمامداری خودت حتی یک گلوله هم بهخاک اسرائیل شلیک نشدهاست؟ تازه لقب "در صف مقدم مبارزه با صهیونیست ها" را هم بهغلط یدک می کشید.
امریکایی ها پیام بشار اسد را بدرستی گرفتند و رجب طیب اردوغان را مامور حل بحران نمودند. از آنزمان ببعد امریکایی ها و به تبع آنها اروپایی ها کور و کر شدند. نه میبینند و نه میشنوند و با توسل به این ترفند که چون هیچ خبرگزاری مستقلی در سوریه وجود ندارد، صحت و سقم اخبار درگیریها در سوریه و زیر تانک گرفتن مردم توسط نیروهای زرهی بشار اسد را زیر سئوال میبردند.
اینجاست که هم نقاب ضد صهیونیستی بودن و در خط مقدم جبهه بودن رژیم اسد و هم نقاب پرچمدار دموکراسی بودن امریکایی ها و همهدول اروپایی از چهرهبر میفتد. تازهبهقدرت رسیدگان کرملین و چین هم که جای خود دارند، که در حراج و تاراج اررزش های معنوی و فرهنگی، و نیز زیرساخت های اقتصادی کشور از یکدیگر گوی سبقت میربایند و در پشتیبانی کردن از مرتجع ترین و خودکامهترین رژیمها با امریکا مسابقه گذاشتهاند. کوتاه سخن، اینکه عصر ، عصر بیداری ملت هاست و دوران رژیمهای ایدئولوژیک و استبدادی از نوع سوریه و ایران و.....بهسر آمده و منطقهخاورمیانه آبستن حوادث بزرگی است.
یک چیز حقیقت مسلم است و آن اینکه چرخ تاریخ را بهعقب نمیتوان برگرداند و مردم کشورهای استبداد زده بدون چشمداشت کمک از قدرتهای بزرگ و تنها در سایه اتحاد عمل همه نیروهای خواهان تغییر، حول یک برنامه مشخص خواهند توانست به ضرورت تاریخ پاسخ مناسب و در خور بدهند.
بی اختیار یاد کلام حکیمانه آن فرزانه افتادم، که:
کس نخارد پشت من
جز ناخن انگشت من
19.06.2011
