اوباما "گل" زد،
اما به کی؟
طاهر برهون
اما به کی؟
طاهر برهون
چهار شنبه 29 سپتامبر، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، طی فرمانی هشت نفر از پایوران دستگاه حاکمهی ایران را به علت نقض فاحش حقوق بشر، تحریم کرد.
اینان ازین پس روادید ورود به خاک آمریکا را دریافت نمیکنند و نیز تمامی دارائیهایشان در خاک آمریکا مسدود میشود.
اقدامی کم نظیر که فیالنفسه مورد قدردانی هر آزادیخواهیست. اما از آنجا که آقای اوباما نه یک کشیش یا فعال حقوق بشر، که رئیس جمهور هنوز قدرتمندترین کشور جهان است، بسیار طبیعی ست که انگیزه ها و تبعات احتمالی چنین اقدامی را نمیتوان تنها در چهارچوب مفاهیم و گزارههای "حقوق بشری" و " اشتیاق به دمکراسی خواهی" ایشان، تعبیر و توجیه کرد.
ساخت و بافت هرم قدرت در جمهوری اسلامی، به گونهایست که تمامی امور کشور به "واسطه" و امورات نظامی، امنیتی و قضایی "بلاواسطه" تحت نظارت مستقیم و عالیهی "رهبر" نظام و به درجهای فروتر،باند نظامی-امنیتی کودتاچیان و در مرکز آن "رئیس جمهور"، میباشد.
کنار گذاشتن نام این دو مقام و بازیگر اصلی جنایات پس از کودتا و اعلام نام تنها هشت نفر از جنایتکارترین کارگزاران و مجریان منویات آمران اصلی، اگر ناشی از رعایت ادب دیپلوماتیک نباشد، دست کم یا بیانگر کمبود بزرگیست از شناخت دستگاه قدرت در سیستم جمهوری اسلامی.
این اقدام که جنبهی "سمبلیک" آن بسیار برجستهتر و عینی تر از جنبهی عملی و کاربردی آن است، در میدان واقعی و فضای راستین حاکم بر اکنون ایران، میتواند نتایج و تبعات ناخواسته و گاها معکوسی در بر داشته باشد.
اقامهی دعوای جریانات و احزاب اصلاح طلب به استناد سخنرانی سردار مشفق و همهی شواهد و شاهدان عینی، علیه باند کودتاچیان و از جمله و بویژه همین هشت نام نامتبرک از یک سو، و از سوی دیگر گذشت بزرگمنشانه و البته هوشیارانهی خانوادهی قربانیان کهریزک از حکم "قصاص" و پا فشاری بر تعقیب قضائی آمران اصلی این جنایات، میتوانست دستگاه حاکمه را اگرچه نه بخاطر احقاق حق بلکه برای رهایی گریبان خود، ترغیب به "رو به قبله کردن" عناصری از همین گروه کند.
در فضای پس از این "تحریم" و جو هیستریک "ضد آمریکایی" حاکم بر اندیشه و خلقیات "نظام"، کار تحقیق و پیگرد قضائی و حقوقی این جانیان، حتی برای نیروهایی که به راستی و به خاطر "حفظ نظام" در پی چنین ریسکی بر آیند، دشوارتر میشود.
فرمان تاریخی اوباما اگرچه در عرصهی بین المللی، سبب شد تا دست کم طشت رسوایی هشت پایور نابکار رژیم اسلامی ایران را از بام جهان بیندازد، در عرصهی داخلی اما شوربختانه، زیر پای همینان را محکم میکند. دست زدن به آنها به عنوان همراهی و همگامی با "دشمن"، به مردم فروخته خواهد شد.
آلمان - دورتموند
اینان ازین پس روادید ورود به خاک آمریکا را دریافت نمیکنند و نیز تمامی دارائیهایشان در خاک آمریکا مسدود میشود.
اقدامی کم نظیر که فیالنفسه مورد قدردانی هر آزادیخواهیست. اما از آنجا که آقای اوباما نه یک کشیش یا فعال حقوق بشر، که رئیس جمهور هنوز قدرتمندترین کشور جهان است، بسیار طبیعی ست که انگیزه ها و تبعات احتمالی چنین اقدامی را نمیتوان تنها در چهارچوب مفاهیم و گزارههای "حقوق بشری" و " اشتیاق به دمکراسی خواهی" ایشان، تعبیر و توجیه کرد.
ساخت و بافت هرم قدرت در جمهوری اسلامی، به گونهایست که تمامی امور کشور به "واسطه" و امورات نظامی، امنیتی و قضایی "بلاواسطه" تحت نظارت مستقیم و عالیهی "رهبر" نظام و به درجهای فروتر،باند نظامی-امنیتی کودتاچیان و در مرکز آن "رئیس جمهور"، میباشد.
کنار گذاشتن نام این دو مقام و بازیگر اصلی جنایات پس از کودتا و اعلام نام تنها هشت نفر از جنایتکارترین کارگزاران و مجریان منویات آمران اصلی، اگر ناشی از رعایت ادب دیپلوماتیک نباشد، دست کم یا بیانگر کمبود بزرگیست از شناخت دستگاه قدرت در سیستم جمهوری اسلامی.
این اقدام که جنبهی "سمبلیک" آن بسیار برجستهتر و عینی تر از جنبهی عملی و کاربردی آن است، در میدان واقعی و فضای راستین حاکم بر اکنون ایران، میتواند نتایج و تبعات ناخواسته و گاها معکوسی در بر داشته باشد.
اقامهی دعوای جریانات و احزاب اصلاح طلب به استناد سخنرانی سردار مشفق و همهی شواهد و شاهدان عینی، علیه باند کودتاچیان و از جمله و بویژه همین هشت نام نامتبرک از یک سو، و از سوی دیگر گذشت بزرگمنشانه و البته هوشیارانهی خانوادهی قربانیان کهریزک از حکم "قصاص" و پا فشاری بر تعقیب قضائی آمران اصلی این جنایات، میتوانست دستگاه حاکمه را اگرچه نه بخاطر احقاق حق بلکه برای رهایی گریبان خود، ترغیب به "رو به قبله کردن" عناصری از همین گروه کند.
در فضای پس از این "تحریم" و جو هیستریک "ضد آمریکایی" حاکم بر اندیشه و خلقیات "نظام"، کار تحقیق و پیگرد قضائی و حقوقی این جانیان، حتی برای نیروهایی که به راستی و به خاطر "حفظ نظام" در پی چنین ریسکی بر آیند، دشوارتر میشود.
فرمان تاریخی اوباما اگرچه در عرصهی بین المللی، سبب شد تا دست کم طشت رسوایی هشت پایور نابکار رژیم اسلامی ایران را از بام جهان بیندازد، در عرصهی داخلی اما شوربختانه، زیر پای همینان را محکم میکند. دست زدن به آنها به عنوان همراهی و همگامی با "دشمن"، به مردم فروخته خواهد شد.
آلمان - دورتموند
