در حاشیهی نمایش انتخابات در ایران
که بر که؟ یا کی با کی!
که بر که؟ یا کی با کی!
حسن ماورانی
ددر حالیکه رژیم جمهوری اسلامی ایران ، با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، البته در چهارچوب غیر دمکراتیک، غیر مدنی، اخلاقی و انسانی سلطهگرایی آخوندهای شیعه، تحت نام ولایت فقیه ، سعی در قانونی نمایاندن موجودیت خود دارد، احزاب اپزیسیون ، شخصیتهای مخالف رژیم ، هرکدام به سهم خود و با روش خود و بنا بر دیدگاه خود با آن برخورد میکنند. برخی آنرا تحریم، برخی افشاء و برخی تأ یید کردهاند. البته هر کس و هر جریانی حق دارد بنا بر دیدگاه خود در مورد این مسئله دید و نظرگاه خویش را ترویج دهد. اما آنچه که توجه مرا به خود جلب کرده، موضع گروهها نبوده و نیست، بلکه همگامیها و همسویهاست که آنهم اگر بر مبنای روندهای تکامل یافته از مباحثات و نشستها و پیوندهای سازمانیافته در بستر همکاری و همیاری دو یا چند جانبه صورت میگرفت جای بسی افتخار بود. اما متاسفانه روند رویدادها بیانگر آن نیست.
در برنامه فارسی شبکهی تلویزیون تیشک، ارگان حزب دمکرات کردستان ایران، که متاسفانه علیرغم کردستانی بودن این حزب، بیشتر برنامهی ارگان آن به فارسی پخش میگردد، مصاحبهی تلویزونی ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهوری سابق جمهوری اسلامی ایران و آقای حسن شرفی عضو کمیتهی مرکزی و دفتر سیاسی این حزب در مورد انتخابات پخش گردید. هر دو مصاحبه کننده در مورد انتخابات نظر واحدی داشتند و انگار سالیان درازیست که آنان همسو و همفکرند.
باز تاکید میکنم که در مورد کارزار نمایشی انتخابات در ایران خود بسا بسیاری از نقطه نظرات بیان شده در این مصاحبه را درست میدانم. اما حال که مبارزه که بر که در صفوف حاکمیت جریان دارد و این مبارزه تنها جدالیست برای کسب قدرت و در نهایت از سوی برخی برای رهانیدن رژیم از فروپاشی، یک سازمان سیاسی کرد که خود را یدک کش تاریخ 65 ساله میداند، چ نیازی به آراستن سیمای خود با آقای بنی صدردارد؟ آنهم کسی که در زمان ریاست جمهوری خویش با افتخاردر رسانههای گروهی ایران اعلام کرد که طرح 6 مادهای را در جیب دارد و تا زمانیکه کردها خلع سلاح نشوند آنرا اجرا نخواهد کرد.
اگر آقای شرفی فراموش کردهاند، دیگران هنوز به یاد دارند که آقای بنی صدر با اعلام این دستور به سربازان که بندهای پوتینها را تا فتح کردستان باز نکنند، لشکر 7 خوزستان را راهی کردستان کرد و اولین فرمان نسل کشی کردها را برای رژیم اسلامی در ایران به عنوان رئیس جمهور صادر کرد.
آقای مجری برنامه گویا اطلاع ندارند که همین آقای بنی صدر بود که ابتدا با به راه انداختن سخنرانیها به نفع انجمنهای اسلامی به عنوان استاد اقتصاد و فلسفهی اسلامی در دانشگاه تهران، به مصاف دگراندیشان آمد، اما با دیدن عرصهی تنگ در دانشگاهها، در مقام رئیس جمهور درجلو اراذل و اوباش و چماقداران به دانشگاه هجوم آورد و با بستن در دانشگاه اعلام انقلاب فرهنگی کرد.
اگر از همهی خطاهای آقای بنی صدر بتوان گذشت، از جنایتهایی که در مورد کردستان و دانشگاههای ایران کرد نباید گذشت.
آیا آقای شرفی آمادهاند با همین روش و اسلوب با آقای جلیل گادانی و یا نماینده پژاک به مصاحبهی تلویزیونی در شبکهی خودشان بپردازند؟
متاسفانه در میان رهبران احزاب کرد، تمایل به اظهار نرمش و خدمتگذاری در برابر بیگانه به اندازهی سرسختی و میل به سرکوب خودی، شدید است. به قول استاد حسن قزلچی ادیب و طنز نویس و مبارز شهید کرد:
اگر خواهان احترام از این آقایان هستی باید به فارسی یا ترکی یا عربی با آنان سخن بگویی!
در برنامه فارسی شبکهی تلویزیون تیشک، ارگان حزب دمکرات کردستان ایران، که متاسفانه علیرغم کردستانی بودن این حزب، بیشتر برنامهی ارگان آن به فارسی پخش میگردد، مصاحبهی تلویزونی ابوالحسن بنی صدر، رئیس جمهوری سابق جمهوری اسلامی ایران و آقای حسن شرفی عضو کمیتهی مرکزی و دفتر سیاسی این حزب در مورد انتخابات پخش گردید. هر دو مصاحبه کننده در مورد انتخابات نظر واحدی داشتند و انگار سالیان درازیست که آنان همسو و همفکرند.
باز تاکید میکنم که در مورد کارزار نمایشی انتخابات در ایران خود بسا بسیاری از نقطه نظرات بیان شده در این مصاحبه را درست میدانم. اما حال که مبارزه که بر که در صفوف حاکمیت جریان دارد و این مبارزه تنها جدالیست برای کسب قدرت و در نهایت از سوی برخی برای رهانیدن رژیم از فروپاشی، یک سازمان سیاسی کرد که خود را یدک کش تاریخ 65 ساله میداند، چ نیازی به آراستن سیمای خود با آقای بنی صدردارد؟ آنهم کسی که در زمان ریاست جمهوری خویش با افتخاردر رسانههای گروهی ایران اعلام کرد که طرح 6 مادهای را در جیب دارد و تا زمانیکه کردها خلع سلاح نشوند آنرا اجرا نخواهد کرد.
اگر آقای شرفی فراموش کردهاند، دیگران هنوز به یاد دارند که آقای بنی صدر با اعلام این دستور به سربازان که بندهای پوتینها را تا فتح کردستان باز نکنند، لشکر 7 خوزستان را راهی کردستان کرد و اولین فرمان نسل کشی کردها را برای رژیم اسلامی در ایران به عنوان رئیس جمهور صادر کرد.
آقای مجری برنامه گویا اطلاع ندارند که همین آقای بنی صدر بود که ابتدا با به راه انداختن سخنرانیها به نفع انجمنهای اسلامی به عنوان استاد اقتصاد و فلسفهی اسلامی در دانشگاه تهران، به مصاف دگراندیشان آمد، اما با دیدن عرصهی تنگ در دانشگاهها، در مقام رئیس جمهور درجلو اراذل و اوباش و چماقداران به دانشگاه هجوم آورد و با بستن در دانشگاه اعلام انقلاب فرهنگی کرد.
اگر از همهی خطاهای آقای بنی صدر بتوان گذشت، از جنایتهایی که در مورد کردستان و دانشگاههای ایران کرد نباید گذشت.
آیا آقای شرفی آمادهاند با همین روش و اسلوب با آقای جلیل گادانی و یا نماینده پژاک به مصاحبهی تلویزیونی در شبکهی خودشان بپردازند؟
متاسفانه در میان رهبران احزاب کرد، تمایل به اظهار نرمش و خدمتگذاری در برابر بیگانه به اندازهی سرسختی و میل به سرکوب خودی، شدید است. به قول استاد حسن قزلچی ادیب و طنز نویس و مبارز شهید کرد:
اگر خواهان احترام از این آقایان هستی باید به فارسی یا ترکی یا عربی با آنان سخن بگویی!
