طاهر برهون در گفت و گو با رادیو "کوردانه":
مسئله "کرد" در خاور میانه سیلابی است که راه دریا میجوید
مسئله "کرد" در خاور میانه سیلابی است که راه دریا میجوید
رادیو کردانه- محمدرضا اسکندری
از شنیدن خبر ممنوعییت حزب DTP جا خوردید؟
هم آره هم نه.
نه، چون تا کنون بیش از 25 بار از این شمشیر داموکلس برای زدن هرجریان نا موافق با اندیشه و پرنسیپهای ئیدیولوژی شوونیستی و شبهه فاشیستی کمالیزم، استفاده شده است!
کردها نه اولین و نه تنها مسلوخ این سلاخ خانهاند.
فراموش نکنید که تنها چند ماه پیش بود که خود حزب AKP که مثلا دولت را در دست دارد ، به گمان کجروی از بنیادهای کمالیزم ، زیر خطر انحلال بود و هنوز نیز!
آره، چون راستش آدم فکر میکند که بالاخره بچهی هر موجود زندهای زمانی رشد میکند و از آزمودههای خود و دیگران میآموزد. بچه یک بار دست به آتش میزند،بار دیگر حتی به دیگران هم نهیب میزند : بڤه ! بالاخره ادعای اروپایی بودن هزینه دارد . در دنیای گلوبالیزه شدهی امروز "مسائل" را باید حل کرد، نه "اندیشه" ها را. ظاهرا قضات دادگاه قانون اساسی با صدور حکمی به کلی " سیاسی"، دومی را انتخاب کردهاند. مگر آنها چه کم دارند از همکاران ایرانی خود!
چه زمینههایی برای صدور این رای متصور است؟
به باور من ، غیر از زمینهی کلی اعتقادی و فکری مبتنی بر آموزههای پوسیده و فوق ارتجاعی "آتاترکی" که شامل همه و هر جریان نا منطبق بر آن میشود، در مورد کردها ،فاکتورهای بکلی متفاوتی نیز مزید بر علت است.
مسئله "کرد" در خاور میانه رو به اعتلا دارد ، سیلابی است که راه دریا میجوید و بواقع نیز بدون اینکه قصد مسابقهای با فلسطینیان در میان باشد ، باید بگویم که قضییهی ما بسی گستردهتر و عمیقتر از آنهاست. "خاک" و "نفوس" ما بسی وسیعتر و بیشتر است . تقسیم دردناک کردستان بین کشورهای همجوار ، در عین حال قدرت مانوور و ایجاد بالانس در بازی پیچیدهی سیاسی خاورمیانه را به ما داده است. دیگر برای همهگان روشن است که بدون به حساب آوردن فاکتور "کرد" و بدون تلاش واقعی برای حل مسئلهی کرد، منطقهای آرام نا متصور خواهد بود. کردها میتوانند "منافعی" را پاس بدارند و یا "منافعی" را تهدید کنند. این نقطه شروع به حساب آوردن فاکتور "کرد" در منطقه است.
در فاصلهی چند صد کیلومتری ترک ها، یک کرد رئیس جمهور کشوری عربی است ، که در آنجا ایالتی فدرال وجود دارد ، با تمام اجزا و امکانات و روابط بین المللی و دست بر قضا صاحب "نفت" و " آب" نیز هست. و این زنگ خطر بزرگیست برای کسانی که هممیهنان کرد خود را تا دیروز "ترکهای کوهی" مینامیدند.به باور آنها شمارش معکوس اعلام دولت مستقل کرد شروع شده است. این تصور نه فقط آنها ، بلکه ایرانیها هم هست. در لابلای نوشتههای حتی گاها خیرخواهانهشان ، این ترس و نگرانی سر ریز میکند.
خب،به این مسئله باید پاسخ داد.
راهحلهای تا کنونی جواب نمیدهد : ندیدن و پاک کردن صورت مسئله ، یا سر کوب .
بنا بر این هر دولتی ، هر جریانی، بنا بر تصورات و ظرفیتهای تاریخی خود در صدد چارهجویی و یا حداقل تظاهر به راهیابی است.
جریاناتی که بطور کلی رو به گذشته دارند و در فضایی نوستالژیک سیر میکنند، البته هنوز و همواره بر طبل کهنه میکوبند. تمایل و دلخواه آنها چه در حکومت باشند چه نه باشند، ابتدا سعی در ستردن صورت مسئله دارند و با تعارفاتی ارزان تلاش میکنند بگویند انشالله گربه است. آنها خود را با واقعیات تطبیق نمیدهند، بلکه سعی دارند واقعیات را تا آنجا که ممکن است بتراشند ، تا از شابلون آنها رد شوند. اگر نشد ، گور بابای واقعیات آنها را باید حذف کرد. فیزیکی، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی. و این میشود همان سیاستی که تا کنون توسط همهی دولتهای حاکم بر کردستان اعمال شده است.
اما همزمان در درون و دل همین حاکمیتها و در میان بخشهایی از آنها که رو به جلو دارند و بقول معروف " دو زاریشان" افتاده است ،جلوه هایی از تعقل ، اینجا و آنجا پیدا میشود. حزب ا.ک.پ. نه بخاطر چشم و ابروی کردها ، بلکه دقیقا برای پاسخگویی به نیازها ی بسی عاجل جامعه ترکیه و ملزومات آماده سازی پذیرش از جانب اتحادیه اروپا ، در صدد بود که با اجرای سلسله اصلاحاتی در زمینه های گوناگون و از جمله بازبینی قانون اساسی ، تا آنجا که به ستردن تعریف فاشیستی :" هر کس که در ترکیه هست، ترک است" می بینجامد !، به این نیاز پاسخی در حد قواره و به اندازهی توان بدهد.که متاسفانه چنین نشد. البته فعلا!
عواقب و تاثیرات را چگونه میبینید؟
خب ، فوریترین نتیجه را که میبینید ، انفجار خشم ، امواج اعتراض ،تظاهرات ، درگیری، شلیک و بازهم خون . من امیدوارم این فاز هرچه زودتر جای خود را به نه سکوت ، بلکه تعقل و درایت بدهد. این انفجار اولیه قابل درک و هضم است ولی نباید در این دام افتاد و گیر کرد.
خوشبختانه جناب کاک احمد تورک رهبر DTP. بیدرنگ خبر از ، ازسرگیری بلاوقفهی فعالیتهای سیاسی این حزب در قالب جریانی دیگر را داد و بدین وسیله ، با درایت و دوربینی و احساس خطر از همان چیزی که صادرکنندهگان حکم انحلال به امید و در کمینش نشتهاند، یعنی ادامهی همین فاز اولیهی عصیان، آب سردی بر آهن تفتهی خشم ریخت. هر چند نمیشود انکار کرد که شکاف جامعه ترکیه ، بویژه میان کردها و ترکها ، عمیقتر، بی اعتمادی گستردهتر و از همه مهمتر و با صد اسف، فرو ریختن این باور که از راه مسالمت آمیز و دیالوگ و فعالیتهای وقانونی و پارلمانی ، نمیشود کاری کرد. این بدترین نتیجهی ممکن از این تصمیم نابخردانهی دستگاه قضایی ترکیه است که میشود گرفت.
از طرفی نباید فراموش کرد که ترکیه عضو ناتو است. سازمانی که به سرعت در سطح و عمق در حال گسترش است .جغرافیای آن اینک دیگر به مرزهای روسیه و چین میرسد و در آخرین کنفرانس سران آن ، صحبت از تغییر تعریف آن از یک سازمان دفاعی به یک سازمان تهاجمیست. نمیخواهم خودمان را از یک غول بی شاخ و دم بترسانم، ولی واقعبینی سیاسی حکم میکند که همواره حساب سود و زیانمان را داشته باشیم. این سادهترین قانون اقتصاد است که در امر سیاست نیز به قوت جاری و ساری است.
ما نباید اجازه بدهیم دشمن میدان مبارزهی مارا تعیین کند، دست ترکیه زیر سنگ اتحادیهی اروپاست. این پاشنهی آشیل را باید بیشتر شناخت و زیرکانه ازآن بهره گرفت.
کردستان ما احتیاج به یک تنفس تاریخی دارد تا در همهی زمینههای اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی به خود بپردازد و ققنوسوار از میان خاکستر خود برجهد. و این نمیشود مگر در آرامش و قرار. قطبنمای تاکتیکهای ما باید به این سو تنظیم شود.
با تشکر از فرصتی که به من دادید.
پنجشنبه ، 26 آذر 1388
از شنیدن خبر ممنوعییت حزب DTP جا خوردید؟
هم آره هم نه.
نه، چون تا کنون بیش از 25 بار از این شمشیر داموکلس برای زدن هرجریان نا موافق با اندیشه و پرنسیپهای ئیدیولوژی شوونیستی و شبهه فاشیستی کمالیزم، استفاده شده است!
کردها نه اولین و نه تنها مسلوخ این سلاخ خانهاند.
فراموش نکنید که تنها چند ماه پیش بود که خود حزب AKP که مثلا دولت را در دست دارد ، به گمان کجروی از بنیادهای کمالیزم ، زیر خطر انحلال بود و هنوز نیز!
آره، چون راستش آدم فکر میکند که بالاخره بچهی هر موجود زندهای زمانی رشد میکند و از آزمودههای خود و دیگران میآموزد. بچه یک بار دست به آتش میزند،بار دیگر حتی به دیگران هم نهیب میزند : بڤه ! بالاخره ادعای اروپایی بودن هزینه دارد . در دنیای گلوبالیزه شدهی امروز "مسائل" را باید حل کرد، نه "اندیشه" ها را. ظاهرا قضات دادگاه قانون اساسی با صدور حکمی به کلی " سیاسی"، دومی را انتخاب کردهاند. مگر آنها چه کم دارند از همکاران ایرانی خود!
چه زمینههایی برای صدور این رای متصور است؟
به باور من ، غیر از زمینهی کلی اعتقادی و فکری مبتنی بر آموزههای پوسیده و فوق ارتجاعی "آتاترکی" که شامل همه و هر جریان نا منطبق بر آن میشود، در مورد کردها ،فاکتورهای بکلی متفاوتی نیز مزید بر علت است.
مسئله "کرد" در خاور میانه رو به اعتلا دارد ، سیلابی است که راه دریا میجوید و بواقع نیز بدون اینکه قصد مسابقهای با فلسطینیان در میان باشد ، باید بگویم که قضییهی ما بسی گستردهتر و عمیقتر از آنهاست. "خاک" و "نفوس" ما بسی وسیعتر و بیشتر است . تقسیم دردناک کردستان بین کشورهای همجوار ، در عین حال قدرت مانوور و ایجاد بالانس در بازی پیچیدهی سیاسی خاورمیانه را به ما داده است. دیگر برای همهگان روشن است که بدون به حساب آوردن فاکتور "کرد" و بدون تلاش واقعی برای حل مسئلهی کرد، منطقهای آرام نا متصور خواهد بود. کردها میتوانند "منافعی" را پاس بدارند و یا "منافعی" را تهدید کنند. این نقطه شروع به حساب آوردن فاکتور "کرد" در منطقه است.
در فاصلهی چند صد کیلومتری ترک ها، یک کرد رئیس جمهور کشوری عربی است ، که در آنجا ایالتی فدرال وجود دارد ، با تمام اجزا و امکانات و روابط بین المللی و دست بر قضا صاحب "نفت" و " آب" نیز هست. و این زنگ خطر بزرگیست برای کسانی که هممیهنان کرد خود را تا دیروز "ترکهای کوهی" مینامیدند.به باور آنها شمارش معکوس اعلام دولت مستقل کرد شروع شده است. این تصور نه فقط آنها ، بلکه ایرانیها هم هست. در لابلای نوشتههای حتی گاها خیرخواهانهشان ، این ترس و نگرانی سر ریز میکند.
خب،به این مسئله باید پاسخ داد.
راهحلهای تا کنونی جواب نمیدهد : ندیدن و پاک کردن صورت مسئله ، یا سر کوب .
بنا بر این هر دولتی ، هر جریانی، بنا بر تصورات و ظرفیتهای تاریخی خود در صدد چارهجویی و یا حداقل تظاهر به راهیابی است.
جریاناتی که بطور کلی رو به گذشته دارند و در فضایی نوستالژیک سیر میکنند، البته هنوز و همواره بر طبل کهنه میکوبند. تمایل و دلخواه آنها چه در حکومت باشند چه نه باشند، ابتدا سعی در ستردن صورت مسئله دارند و با تعارفاتی ارزان تلاش میکنند بگویند انشالله گربه است. آنها خود را با واقعیات تطبیق نمیدهند، بلکه سعی دارند واقعیات را تا آنجا که ممکن است بتراشند ، تا از شابلون آنها رد شوند. اگر نشد ، گور بابای واقعیات آنها را باید حذف کرد. فیزیکی، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی. و این میشود همان سیاستی که تا کنون توسط همهی دولتهای حاکم بر کردستان اعمال شده است.
اما همزمان در درون و دل همین حاکمیتها و در میان بخشهایی از آنها که رو به جلو دارند و بقول معروف " دو زاریشان" افتاده است ،جلوه هایی از تعقل ، اینجا و آنجا پیدا میشود. حزب ا.ک.پ. نه بخاطر چشم و ابروی کردها ، بلکه دقیقا برای پاسخگویی به نیازها ی بسی عاجل جامعه ترکیه و ملزومات آماده سازی پذیرش از جانب اتحادیه اروپا ، در صدد بود که با اجرای سلسله اصلاحاتی در زمینه های گوناگون و از جمله بازبینی قانون اساسی ، تا آنجا که به ستردن تعریف فاشیستی :" هر کس که در ترکیه هست، ترک است" می بینجامد !، به این نیاز پاسخی در حد قواره و به اندازهی توان بدهد.که متاسفانه چنین نشد. البته فعلا!
عواقب و تاثیرات را چگونه میبینید؟
خب ، فوریترین نتیجه را که میبینید ، انفجار خشم ، امواج اعتراض ،تظاهرات ، درگیری، شلیک و بازهم خون . من امیدوارم این فاز هرچه زودتر جای خود را به نه سکوت ، بلکه تعقل و درایت بدهد. این انفجار اولیه قابل درک و هضم است ولی نباید در این دام افتاد و گیر کرد.
خوشبختانه جناب کاک احمد تورک رهبر DTP. بیدرنگ خبر از ، ازسرگیری بلاوقفهی فعالیتهای سیاسی این حزب در قالب جریانی دیگر را داد و بدین وسیله ، با درایت و دوربینی و احساس خطر از همان چیزی که صادرکنندهگان حکم انحلال به امید و در کمینش نشتهاند، یعنی ادامهی همین فاز اولیهی عصیان، آب سردی بر آهن تفتهی خشم ریخت. هر چند نمیشود انکار کرد که شکاف جامعه ترکیه ، بویژه میان کردها و ترکها ، عمیقتر، بی اعتمادی گستردهتر و از همه مهمتر و با صد اسف، فرو ریختن این باور که از راه مسالمت آمیز و دیالوگ و فعالیتهای وقانونی و پارلمانی ، نمیشود کاری کرد. این بدترین نتیجهی ممکن از این تصمیم نابخردانهی دستگاه قضایی ترکیه است که میشود گرفت.
از طرفی نباید فراموش کرد که ترکیه عضو ناتو است. سازمانی که به سرعت در سطح و عمق در حال گسترش است .جغرافیای آن اینک دیگر به مرزهای روسیه و چین میرسد و در آخرین کنفرانس سران آن ، صحبت از تغییر تعریف آن از یک سازمان دفاعی به یک سازمان تهاجمیست. نمیخواهم خودمان را از یک غول بی شاخ و دم بترسانم، ولی واقعبینی سیاسی حکم میکند که همواره حساب سود و زیانمان را داشته باشیم. این سادهترین قانون اقتصاد است که در امر سیاست نیز به قوت جاری و ساری است.
ما نباید اجازه بدهیم دشمن میدان مبارزهی مارا تعیین کند، دست ترکیه زیر سنگ اتحادیهی اروپاست. این پاشنهی آشیل را باید بیشتر شناخت و زیرکانه ازآن بهره گرفت.
کردستان ما احتیاج به یک تنفس تاریخی دارد تا در همهی زمینههای اجتماعی، اقتصادی ، فرهنگی و سیاسی به خود بپردازد و ققنوسوار از میان خاکستر خود برجهد. و این نمیشود مگر در آرامش و قرار. قطبنمای تاکتیکهای ما باید به این سو تنظیم شود.
با تشکر از فرصتی که به من دادید.
پنجشنبه ، 26 آذر 1388
