|‌ماڵه‌وه| پێناسه‌ | سه‌باره‌ت به‌ راڤه‌ | پێوه‌ندی| ئارشیڤ
سیاسه‌ت | بیروبۆچوون | نێونه‌ته‌وه‌یی | کۆمه‌ڵایه‌تی | زانست | چاند و هۆنه‌ر|

ارزیابی و دورنمای جنبش اخیر
هیوا حسن‌زاده‌


حوادث پس از انتخابات اخیر، باردیگر ایران را در صدر اخبار جهانی قرار داد. به‌ اعتقاد من ارزیابی این وقایع باید بر اساس در نظر گرفتن موارد زیر باشد:

1- در هر کشوری ، مردم‌ از خواستهای مختلفی بنا به‌ مصالح سیاسی، اقتصادی و اجتماعیشان پشتیبانی میکنند. این خواسته‌ها در قالب احزاب و یا خط های فکری مختلف در انتخابات ها و موضع گیری در قبال مسائل مختلف اجتماعی خود نمایی میکنند.

2- ایران گریبانگیر مشکلاتی است که‌ اکثریت مردم آرای متفاوتی از اداره‌ کشور و حل آنها با حاکمین فعلی دارند. برخی از این مشکلات عبارتند از:

دموکراسی:
اکثریت مردم خواهان اداره‌ کشور بر مبنای اصول دموکراسی میباشند . دموکراسی به‌ مفهوم سیستمی از حکومت با ابزارهای خاص مشارکت مردم مانند پارلمان و جرائد آزاد است . در یک نظام دموکراتیک باید‌ بتوان در روز انتخابات با رای گیری و در فواصل بین انتخابات با افکار عمومی مانند جرائد و حرکتهای قانونی مردمی، دولت را قضاوت ، و در صورت عدم تمکین بر کنارنمود.

ولایت فقیه:
مردم خواهان‌ حکومتی هستند که‌ بر اساس ولایت فقیه نباشد، زیرا مغایر با اصول دموکراسی است.

احترام به‌ حقوق بشر:
مردم خواهان احترام به‌ ارزشهای انسانی خود هستند. انها مایل به‌ حکومتی هستند که‌ در زندگی فردی و خصوصی انها دخالت نکند.

روابط بین المللی:
مردم ما از حکومت خود انتظار دارند که‌ وضعیت کشور را در سطح بین المللی آرام کرده‌ وشالوده‌ روابط جهانی خود را بر طبق اصول و قوانین بین المللی پی ریزی کند تا ایران بتواند جایگاه‌ شایسته‌ و قابل احترامی در جامعه‌ جهانی و بخصوص همسایگان بدست آورد.
عدم حمایت از گروههای تروریستی بین الملی و شفافیت دربرنامه‌ انرژی اتمی ایران دو نقطه کلیدی در این زمینه‌ هستند.

حقوق اقلیتها:
بخش بزرگی از ملت ایران را اقلیتهای ملی تشکیل میدهند. این مردم مایل به‌ حکومتی هستند که‌ سیاستی روشن و مثبت در مقابل جایگاه‌ این اقلیتها در چهارچوب اداره‌ سیاسی کشور داشته‌باشد.

آزادی عقیده‌ و مذهب:
اکثریت مردم ایران ضمن اعتقاد به‌ اسلام، اعتقاد به‌ برداشتی از دین دارند که‌ حکومتی نبوده‌ ، بلکه‌ خصوصی و بر اساس آمال و ارزشهایشان باشد. قرنها حضور مسالمت‌آمیز ادیان مختلف در شهرهای ایران نشانه‌ تساهل مذهبی در ایران است. سنجش دین بر مبنای ظاهری مانند ریش، لباس، ادای جملات و حروف به‌ شکل خاص و عربی مانند، رفتن به‌ نماز جمعه‌ و سایر ارزشهای مذهبی ایجاد شده‌ پس از انقلاب یکسره‌ مغایر رفتار جمعی مردم ایران است.

آزادی زنان:
نیمی از مردم ایران را زنان تشکیل میدهند. اکثریت مردم ایران خواهان احترام و رفع تبعیضهای حاکم بر زنان میباشند. در دنیای کنونی، حقوق برابر در خانواده‌ و تربیت فرزندان از ابتدایی ترین حقوق زنان است. با وجود نسبت بالای زنان دارای آموزش عالی و مدارک بالای تحصیلی، مشارکت آنها دراداره‌ کشور ناچیز است. هیج زنی در مقامهای بالای حکومتی و قضایی نیست. درموارد احقاق حقوق قضایی‌ زنان، قوانین ایران آنها را در حقوق و مرتبه‌ پایین تری نسبت به‌ مردان قرارمیدهد. زنان حق دارند نوع پوشش خود را، خود انتخاب کنند.

اقتصاد ناسالم:
مردم ما خواهان عدم دخالت جانبدارانه‌ حکومت در مناسبات اقتصادی میباشند. رقابتهای اقتصادی ناسالم و غیر منصفانه‌ شرکتهای دولتی، بخصوص شرکتهای سپاه‌ پاسداران مانع جدی بر سر راه‌ شکوفایی اقتصاد بخش خصوصی ایران است.

3- در انتخابات اخیر نامزدهای معروف به‌ اصلاح طلب در هیچ یک، تاکید میکنم در هیچ یک از موارد فوق نظر صریحی ارائه‌نکردند. آنها تنها به‌ کلی گویی در مورد حقوق مردم وآزادی و اقتصاد ناسالم اکتفا کردند. این کلمات کاملا قابل تفسیر هستند و از قبل از انقلاب تا کنون با تفسیرهای مختلف بکار رفته‌ است.
حتی پس از مشخص شدن تقلبهای انتخاباتی وصف بندی جدید حاکمیت و شروع حرکت مردمی هیچ یک از آقایان موسوی و کروبی در مورد به‌ زیر سوال بردن مشروعیت ولایت فقیه‌ و سیستمهای مدافع آن موضع گیری نکردند.

4- ضمن دفاع‌ از شرکت در انتخابات، از حرکت اخیر مردم ایران نیز باید دفاع و در جهت تعمیق آن باید تلاش کنیم. در همان حال نباید دچار این توهم شد که‌ حرکت مردمی با این رهبری بتواند مردم را به‌ خواستهایشان برساند.
سیستم حکومتی ایران اجازه‌ دخالت در موارد مهم را به‌ رئیس جمهور نمیدهد و تصمیم گیری در امور مهم ، خاص مقام ولایت و جمع کوچکی از روحانیون بلند پایه‌ محافظه‌کار است. آقایان موسوی و کروبی به‌ فرض به‌ قدرت رسیدن، در بهترین شرایط مانند اقای خاتمی خواهند بود و امکان تغییربنیادی را در نظام ندارند و تنها میتوانند قدری فضای سیاسی را برای فعالیت فکری و بحثهای آکادمیک بازتر کنند.

5- فشار مردمی در جهت احقاق این خواستها میتواند آرامش حاکمان را بر هم زند. بازداشت گسترده‌ فرماندهان سپاه‌ پاسداران و وابستگان رده‌ بالای سران حکومت نشانه‌ شکستن جو "اطاعت محض" و "ذوب در ولایت" میباشد . به‌ زیر سوال رفتن مشروعیت حکومت، شروع پایان این نظام است.

6- در ماههای آتی بروز درگیریها بین مردم و نیروهای نظام شدت خواهد یافت. نیروهای مدافع نظام بسادگی دست از منافع خود برنخواهند داشت . اینکه‌ آیا شدت سرکوب میتواند باز برای مدتی صدای اعتراضات مردم را ساکت کند، امری است که‌ در آینده‌ مشخص خواهد شد. نیروهای سیاسی بخصوص در منطقه کردستان باید مردم را حول خواستهای ملموس و مسالمت‌آمیز متشکل کنند . آنها میتوانند حول مسائلی مانند ورزش، هنر، طبیعت، کمک به‌ بیماران و غیره‌ متشکل شوند. هر نوع تجمع مردمی با هر شکل و محتوی میتواند به‌ شکل NGO مورد استفاده‌ قرار گیرد.


بۆ لاپه‌ڕه‌ی سه‌ره‌کی



rave-online.org © 2009 All rights reserved
info@rave-online.org