دیدار شرودر – احمدی نژاد
تلاش محافل قوی اقتصادی- سیاسی اروپا در راستای نجات رژیم ایران از بن بست
حسن ماورانی
تلاش محافل قوی اقتصادی- سیاسی اروپا در راستای نجات رژیم ایران از بن بست
حسن ماورانی
سفر گرهارد شرودر، صدراعظم پیشین آلمان به دعوت آقای دکتر سمیعی، پزشک ایرانی ساکن هانور در آلمان به ایران در هفتهی گذشته مورد توجه ویژهی محافل خبری قرارگرفت.
اگرچه آقای شرودر سفر خویش را،" سفری شخصی" نامید. اما با توجه به ریاست وی در کنسرن گازپروم و موقعیت وی به عنوان صدراعظم سابق و یکی از طراحان سیاست کنونی آلمان و اروپا، همچنین ملاقاتهای متعدد ایشان با مقامات رسمی ایران از جمله احمدی نژاد رئیس جمهور رژیم آخوندی، رفسنجانی، لاریجانی و خاتمی و محافل متعدد اقتصادی در ایران، مطبوعات و احزاب آلمان آنرا بدرستی سفری سیاسی و با اهداف ویژه تلقی کردهاند. بویژه در این سفر نیز دوست و متحد دیرینهی آقای شرودر، "کارستن ماشمایر"، میلیاردر آلمانی و رئیس کنسرن خدمات مالی "آ.و. د"، در همهی گفتگوها به جز دیدار با احمدی نژاد، او را همراهی کردهاست.
"ماشمایر"، تأمین کنندهی اصلی هزینههای تبلیغاتی انتخاباتی شرودر برای صدارت عظمی بود و طبیعی است کنسرن وی در دوران شرودر حمایت بیدریغ دولت آلمان را برای خویش تأمین کرد. به نوشتهی مجله فوکوس، "بلا آندا" سخنگوی "آ.و. د"، علاقهی این کنسرن را به ایران به مثابه بازاری نو بیان میکند و در همین حال وجود پروژهی معینی را تأیید نمیکند. وزارت خارجهی آلمان با اعلام اینکه آقای شرودر آنانرا از دیدار خویش مطلع کرده بود، از هر نوع تفسیری از سفر آقای شرودر پرهیز میکند و سیاستمداران مسئول نیز سکوت مشکوک را بر اظهارنظر ترجیح میدهند. در حالیکه احزاب با توجه به موافقت و مخالفت خویش به انتقاد و پشتیبانی از شرودر برخاستهاند.
مطبوعات آلمان انتقادات خودرا با توجه به سخنرانیهای مفتضحانهی احمدی نژاد دربارهی نابودی اسرائیل و دروغ بودن هولوکوست ( کشتار و نابودی یهودیان بدست نازیها)، به انتقاد از این سفر برخاستهاند. دفتر آقای شرودر با انتشار متن سخنرانی وی در دیدار با سران اطاق صنایع و بازرگانی ایران در روزنامهی هانوریشه تاگس سایتونگ، به مقابله با این انتقادات برخاست. شرودر در این سخنرانی نظر رسمی مقامات اروپایی را در سه مورد سیاست اتمی ایران و دفاع از اسرائیل و حقیقت داشتن تاریخی کشتار یهودیان توسط رژیم نازی آلمان به مقامات ایران گوشزد میکند.
آنچه که از نظر افکار عمومی آلمان و اروپا پنهان نگهداشته میشود، مذاکرات متعدد وی در رابطه با انزوای بین المللی ایران و معاملات بازرگانیست که توجه محافل قدرت مالی و سیاسی اروپا را به خود جلب میکند.
سفر آقای شرودر در حقیقت تلاشی رسمی است که از سوی آلمان، روسیه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی بعد از روی کار آمدن باراک اوباما در آمریکا، آغاز شده تا از سقوط رژیم ملاها جلوگیری کرده و بدینسان ایران را بهمثابهی بازار کالاهای نظامی و صنعتی خویش حفظ نمایند. از سوی دیگر، تلاشی است در سمت تغییر سیمای کریهی که از این رژیم به حق در افکار عمومی اروپا ترسیم شدهاست و نوعی مشروعیت دادن به آن.
آنچه که برای سوداگر گازپروم و شرکای ایرانی و اروپایی اهمیت دارد تنها منافع دلاریست که بر ثروتشان میافزاید نه اخلاق و انسانیت و یا تمدن باستانی و خلق و خوی مهمان نوازی مردم آنسامان. اعدامها، شکنجهها، تجاوزات جنسی شکنجهگران که احمدی نژاد خود یکی از آنان بوده است، به زندانیان سیاسی، سلب همهی حقوق انسانی این مردم مهمان نواز، پایمالکردن حقوق ملل ساکن ایران، پایمالکردن حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی، ستم بیدادگرانه به زنان ایرانی و ... از دید این سوداگران با عقد چند قرارداد میلیاردی به امری داخلی کم اهمیت تبدیل میشود. از همینرو آقای شرودر در تهران میگوید که ایران باید به آغوش خانوادهی اقتصادی بین المللی بازگردانده شود.
برت ماتیس، اگر چه تنها ضدیت احمدی نژاد را با اسرائیل و یهودیان مد نظر دارد اما در تفسیر خویش در تاگس شپیگل تحت عنوان "پرۆتۆکل شرودر- احمدی نژاد" بدرستی مینویسد: "... سوداگر گازپروم منافع اقتصادی را بر اخلاق برتری میدهد."
رژیم ایران با توجه به عوامل خود در سطح جهان به ویژه بخش تحصیلکرده و متخصص این عناصر، تلاش میکند پیوندهای رسمی و غیر رسمی خویش را تقویت کرده و بدینطریق از فشار محافل بین المللی در رابطه با پایمال کردن حقوق بشر در همهی عرصههای اجتماعی ، سیاسی و ماجراجوئیهای منطقهای خویش بکاهد. نقش آقای سمیعی و امثال وی در این روابط اهمیت بسزایی برای رژیم دارد.
اگرچه آقای شرودر سفر خویش را،" سفری شخصی" نامید. اما با توجه به ریاست وی در کنسرن گازپروم و موقعیت وی به عنوان صدراعظم سابق و یکی از طراحان سیاست کنونی آلمان و اروپا، همچنین ملاقاتهای متعدد ایشان با مقامات رسمی ایران از جمله احمدی نژاد رئیس جمهور رژیم آخوندی، رفسنجانی، لاریجانی و خاتمی و محافل متعدد اقتصادی در ایران، مطبوعات و احزاب آلمان آنرا بدرستی سفری سیاسی و با اهداف ویژه تلقی کردهاند. بویژه در این سفر نیز دوست و متحد دیرینهی آقای شرودر، "کارستن ماشمایر"، میلیاردر آلمانی و رئیس کنسرن خدمات مالی "آ.و. د"، در همهی گفتگوها به جز دیدار با احمدی نژاد، او را همراهی کردهاست.
"ماشمایر"، تأمین کنندهی اصلی هزینههای تبلیغاتی انتخاباتی شرودر برای صدارت عظمی بود و طبیعی است کنسرن وی در دوران شرودر حمایت بیدریغ دولت آلمان را برای خویش تأمین کرد. به نوشتهی مجله فوکوس، "بلا آندا" سخنگوی "آ.و. د"، علاقهی این کنسرن را به ایران به مثابه بازاری نو بیان میکند و در همین حال وجود پروژهی معینی را تأیید نمیکند. وزارت خارجهی آلمان با اعلام اینکه آقای شرودر آنانرا از دیدار خویش مطلع کرده بود، از هر نوع تفسیری از سفر آقای شرودر پرهیز میکند و سیاستمداران مسئول نیز سکوت مشکوک را بر اظهارنظر ترجیح میدهند. در حالیکه احزاب با توجه به موافقت و مخالفت خویش به انتقاد و پشتیبانی از شرودر برخاستهاند.
مطبوعات آلمان انتقادات خودرا با توجه به سخنرانیهای مفتضحانهی احمدی نژاد دربارهی نابودی اسرائیل و دروغ بودن هولوکوست ( کشتار و نابودی یهودیان بدست نازیها)، به انتقاد از این سفر برخاستهاند. دفتر آقای شرودر با انتشار متن سخنرانی وی در دیدار با سران اطاق صنایع و بازرگانی ایران در روزنامهی هانوریشه تاگس سایتونگ، به مقابله با این انتقادات برخاست. شرودر در این سخنرانی نظر رسمی مقامات اروپایی را در سه مورد سیاست اتمی ایران و دفاع از اسرائیل و حقیقت داشتن تاریخی کشتار یهودیان توسط رژیم نازی آلمان به مقامات ایران گوشزد میکند.
آنچه که از نظر افکار عمومی آلمان و اروپا پنهان نگهداشته میشود، مذاکرات متعدد وی در رابطه با انزوای بین المللی ایران و معاملات بازرگانیست که توجه محافل قدرت مالی و سیاسی اروپا را به خود جلب میکند.
سفر آقای شرودر در حقیقت تلاشی رسمی است که از سوی آلمان، روسیه و برخی دیگر از کشورهای اروپایی بعد از روی کار آمدن باراک اوباما در آمریکا، آغاز شده تا از سقوط رژیم ملاها جلوگیری کرده و بدینسان ایران را بهمثابهی بازار کالاهای نظامی و صنعتی خویش حفظ نمایند. از سوی دیگر، تلاشی است در سمت تغییر سیمای کریهی که از این رژیم به حق در افکار عمومی اروپا ترسیم شدهاست و نوعی مشروعیت دادن به آن.
آنچه که برای سوداگر گازپروم و شرکای ایرانی و اروپایی اهمیت دارد تنها منافع دلاریست که بر ثروتشان میافزاید نه اخلاق و انسانیت و یا تمدن باستانی و خلق و خوی مهمان نوازی مردم آنسامان. اعدامها، شکنجهها، تجاوزات جنسی شکنجهگران که احمدی نژاد خود یکی از آنان بوده است، به زندانیان سیاسی، سلب همهی حقوق انسانی این مردم مهمان نواز، پایمالکردن حقوق ملل ساکن ایران، پایمالکردن حقوق اقلیتهای دینی و مذهبی، ستم بیدادگرانه به زنان ایرانی و ... از دید این سوداگران با عقد چند قرارداد میلیاردی به امری داخلی کم اهمیت تبدیل میشود. از همینرو آقای شرودر در تهران میگوید که ایران باید به آغوش خانوادهی اقتصادی بین المللی بازگردانده شود.
برت ماتیس، اگر چه تنها ضدیت احمدی نژاد را با اسرائیل و یهودیان مد نظر دارد اما در تفسیر خویش در تاگس شپیگل تحت عنوان "پرۆتۆکل شرودر- احمدی نژاد" بدرستی مینویسد: "... سوداگر گازپروم منافع اقتصادی را بر اخلاق برتری میدهد."
رژیم ایران با توجه به عوامل خود در سطح جهان به ویژه بخش تحصیلکرده و متخصص این عناصر، تلاش میکند پیوندهای رسمی و غیر رسمی خویش را تقویت کرده و بدینطریق از فشار محافل بین المللی در رابطه با پایمال کردن حقوق بشر در همهی عرصههای اجتماعی ، سیاسی و ماجراجوئیهای منطقهای خویش بکاهد. نقش آقای سمیعی و امثال وی در این روابط اهمیت بسزایی برای رژیم دارد.
