گفتگوی رادیو زمانه با فرهاد امین پور
کردها و بازی قدرت در ایران
کردها و بازی قدرت در ایران
*بهطور کلی برای نخبگان و روشنفکران کرد انتخابات در ایران از چه جایگاهی برخوردار است؟
- با کاهش برخوردهای خشونتآمیز میان احزاب کرد و حاکمیت در دههی دوم انقلاب و برجسته شدن اختلاف نظر میان نیروهای سیاسی در جمهوریاسلامی که وضوح بیشتری به جناحبندیهای سیاسی بخشید، به تدریج انتخابات نیز در کانون توجه نخبگان و فعالین کرد قرار گرفت. انتخابات ریاستجمهوری سال ۷۲ که در آن بخش زیادی از مردم کردستان به نشانهی اعتراض به سیاستهای دولت هاشمی رفسنجانی به احمد توکلی رأی دادند ظهور نوع جدیدی از نگرش سیاسی بود که سعی داشت به شکل آرام و از طریق صندوقهای رأی به ابراز خواستههای خویش بپردازد. اما به شکل دقیقتر پس از انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ و ظهور جنبش اصلاحطلبی بود که عرصهی سیاسی کردستان تکثر و تنوع چشمگیری را تجربه کرد و نگاه جامعه نسبت به مطالباتاش ارتقا یافت. اکنون سطح تحلیلهای ارائه شده از سوی نخبگان و فعالین سیاسی کردستان بر واقعبینی بیشتری استوار است و از نفی و انکاری که قبلاً وجود داشت دور شده است. حتی کسانی که در انتخابات موضع تحریم اتخاذ میکنند سعی دارند استدلالهای محکمتری ارائه دهند. اکنون و در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری، تحرک گروههای سیاسی در کردستان نیز افزایش یافته و در هفتههای گذشته جمعی از فعالین سیاسی و فرهنگی کرد با کسانی چون سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی دیدار کردند که در این دیدارها بحثهای بسیار خوبی نیز رد و بدل شد.
*آیا نگاه کردها نسبت به مقولههایی چون انتخابات با نگاه سایر مردم ایران متفاوت است؟
- بخش زیادی از نخبگان کرد علاقه دارند به عنوان یک واحد هویتی مستقل به مسایل موجود نگریسته و از زوایهی خواستهها و مطالبات ویژهی خود به این مسایل واکنش نشان دهند. بهطور کلی میتوان گفت پس از دوم خرداد ۷۶ و گسترده شدن دامنهی اختلاف نظر میان جناحهای سیاسی کشور همواره دو رویکرد متفاوت در میان نخبگان سیاسی کرد وجود داشتهاست:
رویکرد اول با محور قراردادن تفاوتها و ویژگیهای فرهنگی و تاریخی کردها، کشمکش موجود میان جناحهای یادشده را یک مسئلهی بیرونی قلمداد کرده و معتقد است این امر ربطی به کردها و خواستههای آنان ندارد و آنها نباید وقت و انرژی خود را صرف این مسائل کنند. برخی از طرفداران این رویکرد بر این باورند که این اختلاف نظرها واقعی نبوده و صرفاً شگردهایی است که نظام برای سرگرم کردن مردم و ادامهی حیات خود به آن دامن میزند و برخی دیگر نیز اگرچه میگویند این برخوردها واقعی است اما هر دو بر این نکته که کردها نباید خود را با این وضعیت درگیر کنند اتفاق نظر دارند. بخش اعظم گروههای اپوزیسیون خارج از کشور در این محدوده جای میگیرند که همفکرانی هم در داخل کردستان دارند و تا کنون نیز در قبال انتخابات موضع تحریم را برگزیدهاند.
اما رویکرد دوم علاوه بر این که تقابل جناحهای سیاسی در ایران را بخش انکارناپذیری از فرآیند طبیعی تضاد در ساختار حاکمیت به حساب میآورد، براین باور نیز هست که وضعیت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ما تابعی از نوع حضورمان در این کشمکش سیاسی است. طرفداران این رویکرد معتقدند که بخشی از مطالبات ما که در قانون اساسی ایران نیز بر آنها تصریح شده از رهگذر به قدرت رسیدن اصلاح طلبان تحقق مییابد زیرا اصلاح طلبان به اجرای قانون اساسی معتقدند و باید به آنها کمک کرد. بر همین اساس بخش عمدهای از نیروهای فعال در عرصهی سیاسی کردستان به اصلاح طلبان گرایش دارند. آنها بر این باورند که برای پیگیری کم هزینهتر مطالبات و خواستههای قومی و مذهبی باید به گسترش دمکراسی پرداخت بنابراین بهترین کار کمک به جنبش دمکراسیخواهی در ایران است. معتقدین به این رویکرد طیف وسیع و متنوعی را در برمیگیرند، از گروه موسوم به اصلاحطلبان کرد گرفته (که تعدادی از آنها در احزاب بزرگی چون مشارکت و سازمان مجاهدین نیز عضویت دارند) تا گروهها و افراد مستقل سیاسی که حتی در خارج از کشور نیز میتوان رد پایشان را پیگیری کرد. بهطور کلی در سالهای گذشته شاهد بحثها و مجادلات گستردهای میان طرفداران این دو رویکرد بودهایم که این بحثها در فصول انتخاباتی افزایش مییابد.
* جناحبندیهای سیاسی موجود در کشور برای کردها از چه اهمیتی برخوردار است؟
- در سالهای گذشته نوعی از سیاستورزی مبتنی بر شناخت و تحلیل و دوری از پیش فرضهای احساسی در میان نخبگان کرد گسترش یافتهاست. به همین دلیل جناحبندیهای موجود نیز برای کردها از دو جنبه حایز اهمیت است: اول اینکه حضور فعالانهتر در عرصهی تقابلهای سیاسی موجود میتواند به رشد و حرفهای شدن نیروهای سیاسی کرد کمک کند زیرا عرصهی کنونی سیاست ایران علی رغم پیچیدگیهایش از غنای خاصی نیز برخوردار است و دوم این که حضور در میانهی این بازی متضمن کسب امتیازاتی در حوزههای اقتصادی، سیاسی و مدیریتی نیز هست. نمیتوان انکار کرد که در یک دههی گذشته وزن کردها به شکل قابل توجهی در معادلات سیاسی کشور افزایش یافته است و تحت تأثیر این امر اکنون بیشتر نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری سعی دارند با گنجاندن مواردی در ارتباط با رفع تبعیض قومی و مذهبی در برنامههایشان به جلب نظر رأی دهندگان کرد بپردازند. البته نباید نادیده گرفت که فعالیت گروه موسوم به «اصلاحطلبان کرد» که قبل از انتخابات ریاستجمهوری هشتم شکل گرفت و با کاندیدای اصلاحطلبان یعنی مصطفی معین به توافقاتی نیز رسیده بود تأثیر فراوانی در این زمینه داشتهاست.
از سوی دیگر نگاهی دقیقتر به مقولهی دمکراسی و مناسبات سیاسی حاکم در کشور به وضوح نشان میدهد که برای تغییر تدریجی وضع موجود راه دیگری جز مبادلهی مسالمتآمیز قدرت میان دو جناح سیاسی محافظهکار و اصلاحطلب وجود ندارد. اکنون راهکارهایی چون دخالت خارجی و تغییرات ناگهانی داخلی (علی رغم هزینههایی که دارند) هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی اعتبار خود را از دست دادهاند، به همین دلیل جز کمک به فرآیند دمکراتیزاسیون که آن هم از طریق مسالمتآمیز کردن چگونگی دستیابی به قدرت از طریق تحمیل قواعد دمکراتیک به دو جناح سیاسی موجود خصوصاً محافظهکاران، راهحل عملی و کم هزینهی دیگری وجود ندارد. پس کردها با توجه به اهمیت این امر میتوانند به شکل گستردهتری در این بازی حضور یافته و به تبع جایگاه مناسبتتر و دستاوردهای قابل توجهتری نیز داشته باشند.
*آیا کردها مطالبات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی خود را تنها در چارچوب برنامههای اصلاحطلبان پیگیری میکنند؟
- در حال حاضر شعارها و برنامههای اصلاحطلبان این ظرفیت را دارد که در برگیرندهی بخشهایی از مطالبات کردها و اهل سنت باشد به همین دلیل گرایش کردها و اهل سنت به اصلاحطلبان بیشتر است. درست بودن این ادعا را از ترکیب آرای ریخته شده به صندوقها در مناطق کردنشین و در سالهای گذشته به خوبی میتوان فهمید. اما مورد مهمی که ضرورتاً باید مورد توجه قرار گیرد این است که در سه یا چهار سال گذشته برخی فعالین سیاسی در کردستان به شکل آشکاری از گرایش خود به جریانهای اصولگرا سخن میگویند، امری که قبلاً به ندرت دیده میشد. اکنون برخی از نمایندگان مجلس و اعضای شوراهای شهر که البته برگزیده شدن بسیاریشان نیز مرهون رد صلاحیتهای گسترده بود وابستگیهای تشکیلاتی آشکاری به جریانهای اصولگرا دارند. این موضوع در بسیاری از سطوح مدیریتی مناطق کردنشین دیده میشود. البته باید گفت که این افراد نوع و سطح خاصی از مطالبات را مد نظر دارند که بیشتر محدود به توسعهی اقتصادی است و علاقه و اعتقاد خاصی به پیگیری مطالبات فرهنگی و سیاسی مردم کردستان ندارند. اگرچه در میان فعالین سیاسی و فرهنگی کرد تفاسیر و تعابیر احساسی و غیر واقع بینانهای از این امر میشود اما به باور من این اتفاق میتواند واجد کارکردهای مناسبی باشد. این موضوع میتواند به بخشهای مبهمی از وضعیت سیاسی حاکم بر مناطق کردنشین شفافیت بیشتری بخشیده و افراد و گروهها را با توجه به عناوینی که یدک میکشند مسئولیتپذیرتر نماید. به بیان دیگر خروج برخی افراد از حوزهی ناپیدای فعالیت سیاسی و امنیتی و حضور در عرصهی پیدا و شفاف فعالیت سیاسی یک دستاورد مهم است و میتواند به مسالمتآمیزتر شدن فضا و ارتقای رویکردهای موجود کمک کند.
*هشت سال دولت اصلاحات چه دستاوردهایی برای کردها در بر داشت؟
- اگرچه اصلاحطلبان با مشکلات و موانع ایجاد شدهی فراوانی از سوی اقتدارگرایان مواجه شدند و از سوی دیگر خود نیز اشتباهات استراتژیک زیادی داشتند اما بررسی سادهی برخی شاخصها در حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی این واقعیت را به خوبی آشکار میکند که کردها در دوران هشت سالهی اصلاحات تغییرات خوبی را تجربه کردند. قفل مباحث ممنوعهی بسیاری شکسته شد و گروهها و جمعیتهای فعال زیادی شکل گرفت. تشکلهای دانشجویی، زنان، کارگران، معلمان و... به سرعت بخشهایی از خواستههای جامعه را مطرح کرده و نگاه امنیتی موجود در منطقه را که بر اساس آن هر نوع مخالفتی تجزیهطلبی قلمداد میشد به حاشیه راندند. مطبوعات نیز که از تکثر و تنوع نسبی برخوردار شده بودند با حمایت از این گروهها و همچنین طرح مباحث مهم و ضروری در ارتباط با مطالبات جامعه به رشد چنین فضایی یاری رساندند. حوزهی چاپ و نشر نیز شاهد تغییرات مثبت بسیاری بود و روابط فرهنگی گستردهای با کردستان عراق به وجود آمد. از سوی دیگر برخی پستهای مدیریتی چون فرمانداریها، شهرداریها، ادارات کل و حتی استانداریها و... برای اولین بار پس از انقلاب به کردها و اهل سنت سپرده شد. متأسفانه در دولت نهم شاهد از بین رفتن بخش زیادی از این دستاوردها بودیم که یکی از اصلیترین دلایل آن عدم درک این تغییرات و نفی و انکار آن از سوی نخبگان کرد بود. هنوز هم این سئوال کلی و غیرمنصفانه از سوی بسیاری از افراد و گروهها شنیده میشود که «اصلاحطلبان برای ما چه کردند و چه تفاوتی با اصولگرایان دارند؟«
* با توجه به وضعیت کنونی حاکم بر مناطق کردنشین، ارزیابی شما از برخوردی که با انتخابات ریاستجمهوری آینده میشود چیست؟
- با توجه به آسیبهای گستردهای که مردم کردستان از رهگذر سیاستهای غلط دولت نهم متحمل شدهاند این انتخابات اهمیت زیادی یافتهاست. در چهار سال گذشته مدیریتهای بومی به سرعت تغییر کردهاند و تعداد زیادی از فعالین سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی به زندان افتادهاند، تقریباً تمامی مطبوعات فعال غیروابسته تعطیل شدهاند، فعالیتهای صنفی دانشجویان، کارگران، زنان، معلمان و ... با رکود و تعطیلی مواجه شده و به طور کلی نگاه امنیتی اوایل انقلاب بازگشتهاست. وضعیت اقتصادی مردم نیز با توجه به محرومیت مضاعفی که وجود دارد بسیار وخیمتر شدهاست. با توجه به این موارد در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری تحرک سیاسی قابل توجهی در میان گروههای سیاسی و نخبگان کرد ایجاد شده و سطح تحلیلها جدیتر و واقعبینانهتر شده است. اکنون روشنفکران و گروههای سیاسی به بررسی فرآیندها و چگونگی شرکت در انتخابات مشغول هستند. حتا گروههای اپوزیسیون نیز ترجیح دادهاند محتاطانهتر به این دوره از انتخابات نگاه کنند. همچنان که در ابتدا گفتم دیدارهایی با تعدادی از کاندیداها صورت گرفته و عزم جدیتری برای تغییر وضعیت نامطلوب کنونی به وجود آمدهاست. اگرچه هنوز هم عدهای به تحریم انتخابات اعتقاد دارند اما آنگونه که پیداست در این دوره از اقبال کمتری برخوردارند و استدلالهای ضعیفتری نیز دارند. البته طرفداران شرکت در انتخابات نیز یکدست نیستند و اگرچه عدهی زیای از آنها به خاتمی گرایش دارند اما گروهها و افرادی نیز معتقدند که باید با احتیاط به این دوره از انتخابات قدم گذاشت و به شکل مشروط از اصلاحطلبان حمایت کرد. شاید با نزدیک شدن بیشتر به زمان برگزاری انتخابات این رویکردها نیز وضوح بیشتری پیدا کنند.
- با کاهش برخوردهای خشونتآمیز میان احزاب کرد و حاکمیت در دههی دوم انقلاب و برجسته شدن اختلاف نظر میان نیروهای سیاسی در جمهوریاسلامی که وضوح بیشتری به جناحبندیهای سیاسی بخشید، به تدریج انتخابات نیز در کانون توجه نخبگان و فعالین کرد قرار گرفت. انتخابات ریاستجمهوری سال ۷۲ که در آن بخش زیادی از مردم کردستان به نشانهی اعتراض به سیاستهای دولت هاشمی رفسنجانی به احمد توکلی رأی دادند ظهور نوع جدیدی از نگرش سیاسی بود که سعی داشت به شکل آرام و از طریق صندوقهای رأی به ابراز خواستههای خویش بپردازد. اما به شکل دقیقتر پس از انتخابات ریاست جمهوری ۷۶ و ظهور جنبش اصلاحطلبی بود که عرصهی سیاسی کردستان تکثر و تنوع چشمگیری را تجربه کرد و نگاه جامعه نسبت به مطالباتاش ارتقا یافت. اکنون سطح تحلیلهای ارائه شده از سوی نخبگان و فعالین سیاسی کردستان بر واقعبینی بیشتری استوار است و از نفی و انکاری که قبلاً وجود داشت دور شده است. حتی کسانی که در انتخابات موضع تحریم اتخاذ میکنند سعی دارند استدلالهای محکمتری ارائه دهند. اکنون و در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری، تحرک گروههای سیاسی در کردستان نیز افزایش یافته و در هفتههای گذشته جمعی از فعالین سیاسی و فرهنگی کرد با کسانی چون سیدمحمد خاتمی و مهدی کروبی دیدار کردند که در این دیدارها بحثهای بسیار خوبی نیز رد و بدل شد.
*آیا نگاه کردها نسبت به مقولههایی چون انتخابات با نگاه سایر مردم ایران متفاوت است؟
- بخش زیادی از نخبگان کرد علاقه دارند به عنوان یک واحد هویتی مستقل به مسایل موجود نگریسته و از زوایهی خواستهها و مطالبات ویژهی خود به این مسایل واکنش نشان دهند. بهطور کلی میتوان گفت پس از دوم خرداد ۷۶ و گسترده شدن دامنهی اختلاف نظر میان جناحهای سیاسی کشور همواره دو رویکرد متفاوت در میان نخبگان سیاسی کرد وجود داشتهاست:
رویکرد اول با محور قراردادن تفاوتها و ویژگیهای فرهنگی و تاریخی کردها، کشمکش موجود میان جناحهای یادشده را یک مسئلهی بیرونی قلمداد کرده و معتقد است این امر ربطی به کردها و خواستههای آنان ندارد و آنها نباید وقت و انرژی خود را صرف این مسائل کنند. برخی از طرفداران این رویکرد بر این باورند که این اختلاف نظرها واقعی نبوده و صرفاً شگردهایی است که نظام برای سرگرم کردن مردم و ادامهی حیات خود به آن دامن میزند و برخی دیگر نیز اگرچه میگویند این برخوردها واقعی است اما هر دو بر این نکته که کردها نباید خود را با این وضعیت درگیر کنند اتفاق نظر دارند. بخش اعظم گروههای اپوزیسیون خارج از کشور در این محدوده جای میگیرند که همفکرانی هم در داخل کردستان دارند و تا کنون نیز در قبال انتخابات موضع تحریم را برگزیدهاند.
اما رویکرد دوم علاوه بر این که تقابل جناحهای سیاسی در ایران را بخش انکارناپذیری از فرآیند طبیعی تضاد در ساختار حاکمیت به حساب میآورد، براین باور نیز هست که وضعیت سیاسی، فرهنگی و اقتصادی ما تابعی از نوع حضورمان در این کشمکش سیاسی است. طرفداران این رویکرد معتقدند که بخشی از مطالبات ما که در قانون اساسی ایران نیز بر آنها تصریح شده از رهگذر به قدرت رسیدن اصلاح طلبان تحقق مییابد زیرا اصلاح طلبان به اجرای قانون اساسی معتقدند و باید به آنها کمک کرد. بر همین اساس بخش عمدهای از نیروهای فعال در عرصهی سیاسی کردستان به اصلاح طلبان گرایش دارند. آنها بر این باورند که برای پیگیری کم هزینهتر مطالبات و خواستههای قومی و مذهبی باید به گسترش دمکراسی پرداخت بنابراین بهترین کار کمک به جنبش دمکراسیخواهی در ایران است. معتقدین به این رویکرد طیف وسیع و متنوعی را در برمیگیرند، از گروه موسوم به اصلاحطلبان کرد گرفته (که تعدادی از آنها در احزاب بزرگی چون مشارکت و سازمان مجاهدین نیز عضویت دارند) تا گروهها و افراد مستقل سیاسی که حتی در خارج از کشور نیز میتوان رد پایشان را پیگیری کرد. بهطور کلی در سالهای گذشته شاهد بحثها و مجادلات گستردهای میان طرفداران این دو رویکرد بودهایم که این بحثها در فصول انتخاباتی افزایش مییابد.
* جناحبندیهای سیاسی موجود در کشور برای کردها از چه اهمیتی برخوردار است؟
- در سالهای گذشته نوعی از سیاستورزی مبتنی بر شناخت و تحلیل و دوری از پیش فرضهای احساسی در میان نخبگان کرد گسترش یافتهاست. به همین دلیل جناحبندیهای موجود نیز برای کردها از دو جنبه حایز اهمیت است: اول اینکه حضور فعالانهتر در عرصهی تقابلهای سیاسی موجود میتواند به رشد و حرفهای شدن نیروهای سیاسی کرد کمک کند زیرا عرصهی کنونی سیاست ایران علی رغم پیچیدگیهایش از غنای خاصی نیز برخوردار است و دوم این که حضور در میانهی این بازی متضمن کسب امتیازاتی در حوزههای اقتصادی، سیاسی و مدیریتی نیز هست. نمیتوان انکار کرد که در یک دههی گذشته وزن کردها به شکل قابل توجهی در معادلات سیاسی کشور افزایش یافته است و تحت تأثیر این امر اکنون بیشتر نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری سعی دارند با گنجاندن مواردی در ارتباط با رفع تبعیض قومی و مذهبی در برنامههایشان به جلب نظر رأی دهندگان کرد بپردازند. البته نباید نادیده گرفت که فعالیت گروه موسوم به «اصلاحطلبان کرد» که قبل از انتخابات ریاستجمهوری هشتم شکل گرفت و با کاندیدای اصلاحطلبان یعنی مصطفی معین به توافقاتی نیز رسیده بود تأثیر فراوانی در این زمینه داشتهاست.
از سوی دیگر نگاهی دقیقتر به مقولهی دمکراسی و مناسبات سیاسی حاکم در کشور به وضوح نشان میدهد که برای تغییر تدریجی وضع موجود راه دیگری جز مبادلهی مسالمتآمیز قدرت میان دو جناح سیاسی محافظهکار و اصلاحطلب وجود ندارد. اکنون راهکارهایی چون دخالت خارجی و تغییرات ناگهانی داخلی (علی رغم هزینههایی که دارند) هم به لحاظ نظری و هم به لحاظ عملی اعتبار خود را از دست دادهاند، به همین دلیل جز کمک به فرآیند دمکراتیزاسیون که آن هم از طریق مسالمتآمیز کردن چگونگی دستیابی به قدرت از طریق تحمیل قواعد دمکراتیک به دو جناح سیاسی موجود خصوصاً محافظهکاران، راهحل عملی و کم هزینهی دیگری وجود ندارد. پس کردها با توجه به اهمیت این امر میتوانند به شکل گستردهتری در این بازی حضور یافته و به تبع جایگاه مناسبتتر و دستاوردهای قابل توجهتری نیز داشته باشند.
*آیا کردها مطالبات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی خود را تنها در چارچوب برنامههای اصلاحطلبان پیگیری میکنند؟
- در حال حاضر شعارها و برنامههای اصلاحطلبان این ظرفیت را دارد که در برگیرندهی بخشهایی از مطالبات کردها و اهل سنت باشد به همین دلیل گرایش کردها و اهل سنت به اصلاحطلبان بیشتر است. درست بودن این ادعا را از ترکیب آرای ریخته شده به صندوقها در مناطق کردنشین و در سالهای گذشته به خوبی میتوان فهمید. اما مورد مهمی که ضرورتاً باید مورد توجه قرار گیرد این است که در سه یا چهار سال گذشته برخی فعالین سیاسی در کردستان به شکل آشکاری از گرایش خود به جریانهای اصولگرا سخن میگویند، امری که قبلاً به ندرت دیده میشد. اکنون برخی از نمایندگان مجلس و اعضای شوراهای شهر که البته برگزیده شدن بسیاریشان نیز مرهون رد صلاحیتهای گسترده بود وابستگیهای تشکیلاتی آشکاری به جریانهای اصولگرا دارند. این موضوع در بسیاری از سطوح مدیریتی مناطق کردنشین دیده میشود. البته باید گفت که این افراد نوع و سطح خاصی از مطالبات را مد نظر دارند که بیشتر محدود به توسعهی اقتصادی است و علاقه و اعتقاد خاصی به پیگیری مطالبات فرهنگی و سیاسی مردم کردستان ندارند. اگرچه در میان فعالین سیاسی و فرهنگی کرد تفاسیر و تعابیر احساسی و غیر واقع بینانهای از این امر میشود اما به باور من این اتفاق میتواند واجد کارکردهای مناسبی باشد. این موضوع میتواند به بخشهای مبهمی از وضعیت سیاسی حاکم بر مناطق کردنشین شفافیت بیشتری بخشیده و افراد و گروهها را با توجه به عناوینی که یدک میکشند مسئولیتپذیرتر نماید. به بیان دیگر خروج برخی افراد از حوزهی ناپیدای فعالیت سیاسی و امنیتی و حضور در عرصهی پیدا و شفاف فعالیت سیاسی یک دستاورد مهم است و میتواند به مسالمتآمیزتر شدن فضا و ارتقای رویکردهای موجود کمک کند.
*هشت سال دولت اصلاحات چه دستاوردهایی برای کردها در بر داشت؟
- اگرچه اصلاحطلبان با مشکلات و موانع ایجاد شدهی فراوانی از سوی اقتدارگرایان مواجه شدند و از سوی دیگر خود نیز اشتباهات استراتژیک زیادی داشتند اما بررسی سادهی برخی شاخصها در حوزههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی این واقعیت را به خوبی آشکار میکند که کردها در دوران هشت سالهی اصلاحات تغییرات خوبی را تجربه کردند. قفل مباحث ممنوعهی بسیاری شکسته شد و گروهها و جمعیتهای فعال زیادی شکل گرفت. تشکلهای دانشجویی، زنان، کارگران، معلمان و... به سرعت بخشهایی از خواستههای جامعه را مطرح کرده و نگاه امنیتی موجود در منطقه را که بر اساس آن هر نوع مخالفتی تجزیهطلبی قلمداد میشد به حاشیه راندند. مطبوعات نیز که از تکثر و تنوع نسبی برخوردار شده بودند با حمایت از این گروهها و همچنین طرح مباحث مهم و ضروری در ارتباط با مطالبات جامعه به رشد چنین فضایی یاری رساندند. حوزهی چاپ و نشر نیز شاهد تغییرات مثبت بسیاری بود و روابط فرهنگی گستردهای با کردستان عراق به وجود آمد. از سوی دیگر برخی پستهای مدیریتی چون فرمانداریها، شهرداریها، ادارات کل و حتی استانداریها و... برای اولین بار پس از انقلاب به کردها و اهل سنت سپرده شد. متأسفانه در دولت نهم شاهد از بین رفتن بخش زیادی از این دستاوردها بودیم که یکی از اصلیترین دلایل آن عدم درک این تغییرات و نفی و انکار آن از سوی نخبگان کرد بود. هنوز هم این سئوال کلی و غیرمنصفانه از سوی بسیاری از افراد و گروهها شنیده میشود که «اصلاحطلبان برای ما چه کردند و چه تفاوتی با اصولگرایان دارند؟«
* با توجه به وضعیت کنونی حاکم بر مناطق کردنشین، ارزیابی شما از برخوردی که با انتخابات ریاستجمهوری آینده میشود چیست؟
- با توجه به آسیبهای گستردهای که مردم کردستان از رهگذر سیاستهای غلط دولت نهم متحمل شدهاند این انتخابات اهمیت زیادی یافتهاست. در چهار سال گذشته مدیریتهای بومی به سرعت تغییر کردهاند و تعداد زیادی از فعالین سیاسی، فرهنگی و مطبوعاتی به زندان افتادهاند، تقریباً تمامی مطبوعات فعال غیروابسته تعطیل شدهاند، فعالیتهای صنفی دانشجویان، کارگران، زنان، معلمان و ... با رکود و تعطیلی مواجه شده و به طور کلی نگاه امنیتی اوایل انقلاب بازگشتهاست. وضعیت اقتصادی مردم نیز با توجه به محرومیت مضاعفی که وجود دارد بسیار وخیمتر شدهاست. با توجه به این موارد در آستانهی انتخابات ریاستجمهوری تحرک سیاسی قابل توجهی در میان گروههای سیاسی و نخبگان کرد ایجاد شده و سطح تحلیلها جدیتر و واقعبینانهتر شده است. اکنون روشنفکران و گروههای سیاسی به بررسی فرآیندها و چگونگی شرکت در انتخابات مشغول هستند. حتا گروههای اپوزیسیون نیز ترجیح دادهاند محتاطانهتر به این دوره از انتخابات نگاه کنند. همچنان که در ابتدا گفتم دیدارهایی با تعدادی از کاندیداها صورت گرفته و عزم جدیتری برای تغییر وضعیت نامطلوب کنونی به وجود آمدهاست. اگرچه هنوز هم عدهای به تحریم انتخابات اعتقاد دارند اما آنگونه که پیداست در این دوره از اقبال کمتری برخوردارند و استدلالهای ضعیفتری نیز دارند. البته طرفداران شرکت در انتخابات نیز یکدست نیستند و اگرچه عدهی زیای از آنها به خاتمی گرایش دارند اما گروهها و افرادی نیز معتقدند که باید با احتیاط به این دوره از انتخابات قدم گذاشت و به شکل مشروط از اصلاحطلبان حمایت کرد. شاید با نزدیک شدن بیشتر به زمان برگزاری انتخابات این رویکردها نیز وضوح بیشتری پیدا کنند.
